Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 10426
تاریخ انتشار : 31 تیر 1391 11:6
تعداد بازدید : 1691

اهداف اطلاع رساني رسانه اي از ديدگاه قرآن كريم "با تأكيد بر رسانه ملي"

دکتر سید حسین شرف الدین: اطلاع رساني در ظاهر، عام ترين عنواني است كه بخش بزرگي از كاركردهاي متنوع رسانه را پوشش مي دهد


دکترسيد حسين شرف‌الدين استاد گروه ارتباطات دانشکده صدا و سیما قم عضو هئئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره در مقاله ای "اهداف اطلاع‌ رساني رسانه‌اي از ديدگاه قرآن كريم (با تأكيد بر رسانه ملي)" منتشر شده در ماهنامه رواق هنر و اندیشه مرکز پژوهش ها اسلامی صدا و سیما به اطلاع رسانی در قرآن می پردازد:

چكيده

يكي از عناصر كانوني و اجتناب‌ناپذير در هر فرآيند ارتباطي، فرستنده يا منبع پيام است. در ارتباطات جمعي، اين موقعيت به رسانه و عوامل و كارگزاران آن اختصاص دارد. «اطلاع‌رساني» در ظاهر، عام‌ترين عنواني است كه بخش بزرگي از كاركردهاي متنوع رسانه را پوشش مي‌دهد. ترديدي نيست كه اطلاع‌رساني به عنوان يك كنش سازماني، برنامه‌ريزي شده و معطوف به مخاطب؛ كنشي هدف‌مند، غايت‌گرا و نتيجه‌محور است. اين اهداف، بيشتر به صورت كلي در قالب معاهدات، آيين‌نامه‌ها و دستورالعمل‌هاي سازماني مندرج است. بخشي نيز به زبان هنجاري، در منابع موسوم به اخلاق و حقوق رسانه، مورد توجه قرار گرفته است. همچنين اهداف ياد شده در تعيين چرايي و چگونگي نظام هنجاري حاكم بر عملكرد رسانه و نوع رفتار آن، نقشي تعيين‌كننده دارند. گفتمان فرهنگي غالب، نظام ارزشي رايج، ايدئولوژي حاكم، زيرساخت‌هاي هنجاري، قرارداد اجتماعي و رويه‌هاي جاري، عمده‌ترين منابع و مستندات اهداف منظور براي يك فعاليت نهادي و سازماني در گستره جامعه است. رسانه ديني نيز به طور كلي در اصلِ هدف‌گذاري و در پيش گرفتن راه‌كارهاي عملي جهت تحقق آن، تابع جهان‌بيني و نظام ارزشي و هنجاريِ آييني خواهد بود كه در عمل، نماينده آن است. اين نوشتار درصدد است با الهام از قرآن كريم ـ به عنوان متقن‌ترين متن وحياني ـ ، اهداف و انتظارهاي بايسته از اطلاع‌رساني ـ به عنوان عام‌ترين فعاليت يك رسانه جمعي ديني ـ را به دست دهد. بي‌شك، شناسايي اين هدف‌ها مي‌تواند رسانه ديني را در فرآيند رشد كمّي و كيفي و انجام هرچه بهتر مأموريت‌هاي حرفه‌اي كه بر عهده دارد، ياري كند.

 مقدمه

اطلاع‌رساني1 يا آگاهي‌بخشي، عام‌ترين و جامع‌ترين عنوان معرّف فعل رسانه جمعي در فرآيند فعاليت حرفه‌اي است. هر يك از برنامه‌هاي رسانه، هرچند با نسبت‌هاي متفاوت، بالقوه توليدكننده چنين كاركردي است. به بيان ديگر، هر پيام رسانه‌اي بالقوه متضمن يا مدعي چنين شأني است. اطلاع‌رساني چيست و بر چه نوع فعاليتي اطلاق مي‌شود؟ شايد وضوح معناي متفاهم و متبادر، دليل اصلي كم‌التفاتي لغت‌نامه‌نويسان و اصطلاح‌پردازان به معناكاوي اين واژه است. آلن بيرو در توضيحي نه‌چندان مفيد مي‌نويسد كه «انتقال نمادهاي معنادار چون واژگان، نشانه‌ها و علايم قابل فهم براي ديگران از طريق وسيله‌اي سمعي ـ بصري و با شيوه‌اي هيجان‌انگيز [را اطلاع‌رساني مي‌گويند].» (بيرو، 1375: 176) برخي نيز از آن به عنوان اقدامي عملي و تمهيدي فعلي براي به دست آوردن آگاهي يا آگاهي‌بخشي به مخاطب ياد كرده‌اند. (نك: ساروخاني، 1375: 92) از ديد برخي نيز اطلاع‌رساني به مجموع فعاليت‌هايي شامل توليد، گردآوري، پردازش، ترويج، توزيع، مصرف و مديريت اطلاعات اطلاق مي‌شود. (به نقل از: حكيم‌آرا، 1384: 27) برخي از تعاريف اطلاع‌رساني با تعاريف عرضه شده از مفهوم «ارتباط»، انطباق و هم‌خواني دارد. (نك: محسنيان‌راد، 1384: 41ـ57)

در تفسيري مضيق از واژه «اطلاع‌رساني» به عنوان فعل يا مصدر، اين واژه با مقوله اخبار و خبررساني مرادف شمرده شده است. بي‌ترديد، اخبار يا خبررساني به معناي مصطلح آن، به عنوان يكي از كاركردهاي مهم رسانه جمعي، تنها يكي از كاركردهاي اطلاع‌رساني است. تحليل مفهوم واژه «اطلاع‌رساني» (به عنوان فعل منبع) و «اطلاع‌يابي» (به عنوان حاصل مصدر يا فعل مخاطب) نشان مي‌دهد كه دريافت يك پيام، فقط در صورتي مصداق اطلاع‌يابي خواهد بود كه نتيجه‌اي معرفتي براي مخاطب داشته باشد. تعريف‌هايي كه وصف تازگي براي مخاطب را مصحح و مجوز اطلاق عنوان «خبر» بر پيام دريافتي نيز دانسته‌اند، به همين ويژگي استناد جسته‌اند. به هر حال، آنچه به رسانه مربوط است مفيد بودن اطلاعات ارسالي به صورت شأني و بالقوه است، اگرچه برخي مخاطبان به دليل پيشينه‌هاي اطلاعاتي و تجربي، در چنين شرايطي، پيام يا اطلاعي دريافت نمي‌كنند. آثار عاطفي و رفتاري ناشي از عمل رسانه كه بيشتر همراه يا در پي تأثيرِ شناختي براي مخاطب حاصل مي‌شوند، هرچند از سنخ اطلاعات به معناي مفهومي و حصولي آن نيستند، جزو مصاديق آن شمرده مي‌شوند. يادآوري اين نكته لازم است كه اطلاعات به عنوان كالايي فرهنگي، ويژگي نمادي دارند و از طريق نمادهاي گفتاري، نوشتاري، تصويري، حركتي و تجسمي، از كانال‌هاي مختلف انتقال مي‌يابند.

عمل اطلاع‌رساني به معناي جامع آن، ابعاد مختلفي دارد. در هر فرآيند اطلاع‌رساني، پرسش‌هاي متنوعي در اين زمينه‌ها مطرح است: هويت منبع گردآوري، توليد، پردازش و عرضه اطلاعات؛ شيوه‌ها و روش‌هاي گردآوري و تحليل؛ مستندات و شواهد؛ مجاري و وسايط انتقال؛ هدف‌ها انگيزه‌ها؛ اوضاع و شرايط محيط؛ مخاطبان هدف؛ آثار و نتايج رواني و اجتماعي و... . در اين نوشتار، فقط به اهداف‌ها و انگيزه‌ها يا مبادي ذهني مقدم و مقارن با فعل كنشگر و منبع پيام توجه شده است.

بنا بر گونه‌شناسي ماكس وبر، جامعه‌شناس شهير آلماني، (فروند، 1368: 110ـ120) كنش ارتباطي جزو كنش‌هاي عقلاني معطوف به هدف شمرده مي‌شود؛ كنش‌هايي كه براي رسيدن به اهداف خاص، مطلوبيت ابزاري دارند و به تبع اهداف مورد نظر، ارزش و اعتبار يافته‌اند. ازاين‌رو، اطلاع‌رساني (چه به عنوان مجموعه‌اي از اقدامات و تمهيدات عملي موصل به هدف و چه به عنوان يك هدف و نتيجه مياني حاصل از اين اقدامات) يك فعل معلل به غرض است؛ يعني در وراي خود، هدف‌هايي را جست‌جو مي‌كند. آگاهي‌بخشي، بصيرت‌يابي، آموزش، افزايش قدرت تصميم‌گيري، كنترل و... بخشي از عنوان‌هاي كلي ناظر به اين اهداف هستند. همچنين اهداف در مرحله تعريف، اموري ذهني، آرماني و پيشيني هستند و در تشويق به تحقق خود، نقش انگيزشي ايفا مي‌كنند. از وجود خارجي و عينيت‌يافته آنها بيشتر به كاركرد، نتيجه و پي‌آمد تعبير مي‌شود. شواهد عيني گوياي آن است كه همواره ميان اهداف در مقام تعريف، با آنچه در عمل تحقق مي‌يابد، فاصله زيادي وجود دارد. فعاليت‌هاي ضد فرهنگي و به بيان پستمن، ضد اطلاعاتي (ـ القاي اطلاعات اغواگر، گمراه‌كننده، نامناسب، ناموزون، بي‌اهميت، بي‌فايده، قطعه‌قطعه شده، سطحي، قشري، رياكارانه و...) (پستمن، 1373: 233و234) جاري و رايج در برخي نظام‌‌هاي رسانه‌اي موجود، اگرچه در فهرست اهداف و انتظارات تعريف‌شده آنها جايي ندارند، در عمل و تحت تأثير برخي عوامل جانبي، رفته‌رفته به رسالت اصلي و كاركرد غالب آنها تبديل شده‌اند. كساني كه اطلاع‌رساني رسانه‌اي را در ذيل و از مصداق‌هاي تبليغات شمرده‌اند، به همين سوگيري انكارناپذير ايدئولوژيك نظر دارند.

چنان‌كه پيش‌تر بيان شد، اهداف مورد نظر در فرآيند اطلاع‌رساني به عنوان يك فعاليت فرهنگي، به تبع اقتضائات متني و زمينه‌اي؛ يعني گفتمان فرهنگي، نظام ارزشي و ايدئولوژي حاكم و غالب تعيين مي‌شوند. ازاين‌رو، رسانه ديني [= اسلامي] يا رسانه فعال در جامعه ديني بايد اهداف مورد نظر در فعاليت حرفه‌اي خويش را متناسب با ارزش‌ها و آرما‌ن‌هاي ديني يا مورد تأييد دين انتخاب و تعيين كند. يكي از منابع خدشه‌ناپذير ديني كه مي‌تواند با صراحت و اتقان، كنشگر مؤمن (اعم از شخص يا سازمان ارتباط‌گر) را در حوزه انتخابِ اهداف و آرمان‌هاي مطلوب، در كنشي ابزاري و طريقي همچون اطلاع‌رساني، راهنمايي و بايسته‌ها و نابايسته‌‌هاي اين مسير را تعيين كند، قرآن كريم است. قرآن كريم در مقام يك رسانه جاودان مكتوب كه انبوهي از آموزه‌ها و اطلاعات بي‌جانشين را در خود جاي داده است، از رهگذر اطلاع‌رساني و آگاهي‌بخشي فعال خويش، اهداف و مقاصدي را جست‌وجو مي‌كند كه به طور صريح و ضمني، از آنها سخن به ميان آورده است. ازاين‌رو، سياست و مشي عملي قرآن كريم به عنوان يك رسانه مكتوب و توصيه‌ها و الزامات ارشادي و تكليفي آن براي رسانه اسلامي كه دعوي اقتدا به آن را دارد، هدايتگر و راهنماست.

 لازم نيست يادآوري شود كه در سلسله مراتب طولي، اهداف افزون بر گفتمان فرهنگي و نظام ارزشي غالب، از نظام مديريت پيام و منطق حاكم بر آن در يك نظام رسانه‌اي كلان، ملاحظات عقلايي و ضرورت‌هاي محيطي نيز متأثر خواهند بود. از‌اين‌رو، اهداف تعييني در يك نظام رسانه‌اي را به دو بخش ثابت و متغير مي‌توان تقسيم كرد. رسانه ديني نيز ضمن پاي‌بندي نظري و عملي قاطع به رعايت اصول و ارزش‌هاي بنيادين، ممكن است در مواردي به اقتضاي مصلحت و ضرورت، به صورت موقت از اصول پذيرفته‌شده، سرپيچي و متناسب با شرايط عمل كند.

اطلاعاتي كه رسانه جمعي عرضه مي‌كند، بيشتر عمومي و گاه تخصصي است. اطلاعات تخصصي، چه به صورت محدود و چه به صورت گسترده (در رسانه‌هاي آموزشي)، مكمل آموزش و پرورش رسمي است. بنابراين، رسانه به اعتبار مشاركت در توزيع دسته اول از اطلاعات، دانشگاه عمومي ناميده مي‌شود و به اعتبار مشاركت در دسته دوم، دانشگاهي تخصصي همچون ديگر مراكز علمي است. اين دسته‌بندي در برخي رسانه‌ها همچون راديو معارف، نمود برجسته‌تري دارد. اهداف مورد نظر رسانه در عرضه اين دو سنخ اطلاعات، متناسب با نوع مخاطب و كاركرد، متفاوت خواهد بود. به همين دليل، بيشتر مباحث طرح‌شده در حوزه اطلاع‌رساني رسانه، به دسته اول، يعني اطلاعات عمومي كه كاركرد اصلي و مورد انتظار رسانه‌هاي جمعي شناخته‌ شده‌اند، معطوفند.

 1-     اهداف اطلاع‌رساني

رسانه در مقام يك نهاد فرهنگي، در فرآيند اطلاع‌رساني كه وظيفه سازماني عام و مأموريت محول‌شده اجتماعي‌اش به شمار مي‌رود، اهدافي دارد. از اقدام‌هاي متنوع رسانه در تأمين اين مهم و مشاركت در فرآيند پيچيده و چندلايه اطلاع‌رساني، با عبارت‌هاي مختلفي ياد مي‌شود: آموزش، آگاهي‌بخشي، روشنگري، شناساندن (معرفي/ طرح/ ترسيم/ بيان/ ارائه)، ارتقا (بسط، تقويت و تعميق آگاهي و روحيه و انگيزه و اعتماد عمومي)، هوشيارسازي، ايجاد حساسيت، هدايت، تشريح، تبيين، تحليل، نقد و ارزيابي (نفي، خرده‌گيري، تحقير، تقبيح، تحذير، تكريم و تجليل، تقدم دادن، پرهيز دادن)، برجسته‌سازي، تأكيد، ترويج و تبليغ، تشويق، حمايت، سازمان‌دهي و بسيج، اميدزايي و نشاط‌آفريني، پاسخ‌گويي به شبهات و... . (نك: اهداف، محورها، اولويت‌ها و سياست‌‌هاي توليد، تأمين و پخش برنامه‌‌هاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي، 1384)

اهداف يا نتايج كاركردي ديگري نيز چه مثبت و چه منفي، براي اطلاع‌رساني رسانه‌‌هاي جمعي ذكر شده است؛ از جمله: كنترل افكار عمومي، تقويت جامعه مدني، تود‌ه‌اي كردن شيوه‌‌هاي زندگي، سرگرم‌سازي، توليد و ترويج ‌ايدئولوژي يا آگاهي كاذب (از ديد ماركسيسم كلاسيك در نقد رسانه‌‌هاي سرمايه‌داري)، تثبيت سلطه طبقه حاكم، ترويج مصرف‌گرايي و توسعه و تقويت سرمايه‌داري، كاشت ‌ايده‌ها و ‌انديشه‌‌هاي ترجيحي، حساسيت‌زايي و زدايي (نسبت به امور مختلف)، حفظ وضع موجود، انصراف افكار عمومي، توجيه‌گري، اغوا كردن، ايجاد انگيزه به منظور تحريك فعاليت‌‌هاي فردي و جمعي در جهت اهداف عمومي. پيشرفت فرهنگي، گسترش افق‌هاي فردي از طريق بيدار كردن قوه ابتكار و تحريك آفرينش و نيازهاي زيباشناختي و آثاري از اين دست نيز در منابع ارتباطي ذكر شده است. (نك: مهرداد، 1380: 21، 62، 79، 86، 93ـ100)

انديشمندان ارتباطات در توضيح اين كاركرد و مصداق‌ها و آثار آن، ديدگاه‌هايي را مطرح كرده‌اند كه در ادامه به برخي از آنها اشاره مي‌شود. مك كوايل معتقد است: «نهاد رسانه به توليد و توزيع «معرفت» به شكل اطلاعات، عقايد و فرهنگ مي‌پردازد و اين واكنشي است به نيازهاي دسته‌جمعي و تقاضاهاي فردي.» (مك كوايل، 1382: 68) وي در كتاب خود، نتايج يا اهداف مورد نظر از اطلاع‌رساني را در اين عنوان‌ها خلاصه كرده است: اطلاع‌يابي از رويدادها و شرايط موجود در محيط بلافصل، جامعه و جهان؛ توصيه در مورد موضوع‌هاي عملي يا عقايد و گزينه‌‌هاي تصميم‌گيري؛ ارضاي كنجكاوي و گرايش‌هاي عمومي؛ فراگيري و خودآموزي؛ كسب احساس امنيت به واسطه آگاهي؛ (همان: 112) تأمين ضمني اغراض ‌ايدئولوژيكي و تبليغي؛ (همان: 36) دخل و تصرف در افكار عمومي (همان: 36) يادگيري اجتماعي، اجتماعي شدن، كسب مهارت براي ايفاي نقش‌‌هاي مؤثر، [آموزش بهره‌گيري از] استدلال محكم، راهبري فكري؛ اطلاع‌يابي از اخبار؛ (همان: 325) تأثير قابل ملاحظه در شكل دادن به عقايد و باورها، دگرگون كردن عادات زندگي و ترويج رفتار‌هاي كم‌وبيش مطابق با ميل كنترل‌كنندگان رسانه‌ها و محتواي آنها؛ (همان: 355) عقيده‌سازي؛ (همان: 396) حفظ، تثبيت و تقويت باورها و رفتار‌هاي قراردادي؛ (همان: 400) حمايت از ارزش‌هاي غالب؛ (همان: 401) سوق دادن مخاطب به سمت نوعي «خوانش ترجيحي». (همان: 404)

 مك برايد نيز در گزارش خود، اهداف مورد نظر از اطلاع‌رساني رسانه‌اي (عمده‌ترين اهداف با محوريت رسانه‌هاي جهان‌گستر يا رسالت جهان‌شمول رسانه‌ها را در شكل واقعي يا آرماني آن، چنين معرفي كرده است:

1.  اجتماعي كردن: يا فراهم آوردن يك پشتوانه همگاني علمي و فكري براي عموم مردم در جهت هم‌بستگي و آگاهي اجتماعي، تا افراد با استفاده از آن بتوانند در زندگي عمومي مشاركت فعال داشته باشند؛

2.  يافتن دركي آگاهانه از محيط: گردآوري، ذخيره، پروررش و انتشار اخبار، حقايق و عقايد لازم، براي رسيدن به دركي آگاهانه از وضعيت فرد، جامعه و شرايط ملي و بين‌المللي، تصميم‌گيري‌هاي مناسب بر اساس آن؛

3. آموزش و پرورش: انتقال دانش براي تكامل معنوي بيشتر، منش‌سازي و كسب مهارت‌ها در طي سال‌هاي زندگي؛

 4.  انسجام‌بخشي: قرار دادن پيام‌هاي گوناگون در دسترس افراد، گروه‌ها و ملت‌ها براي كمك به شناخت و درك ديدگاه‌ها و آرزوهاي مشترك يكديگر؛ (مك برايد، 1375: 53) شكل‌دهي به افكار و عقايد، مواضع و سبك زندگي؛ (همان: 55 و112) تحريك افكار عمومي براي توجه به مسائل اصلي جهان؛ (همان: 143) توجه دادن توده‌ها به اهميت حقوق بشر. (همان: 149)

 برخي نويسندگان نيز به جاي بحث درباره اهداف، به كاركردها و نتايج حاصل از اطلاع‌رساني رسانه‌اي توجه كرده‌اند. ديدن و شنيدن پيام‌هاي وسايل ارتباط جمعي ممكن است سبب تغييرات مهمي در رفتار اشخاص شود. در برخي شرايط، اين تأثيرها، ايمان، باورها، ديدگاه‌ها و ويژگي‌هاي روحي و شخصيتي مخاطبان را دگرگون مي‌سازد و تفكر آنها را در مورد امور اجتماعي و نيز گرايش‌هاي سياسي ايشان تغيير مي‌دهد. پيام‌هاي رسانه‌ها گاه سبب تغيير اَعمال مخاطبان مي‌شود و آنها را به خريد اوراق هديه، تغيير لباس و پذيرفتن مدلي خاص، ترك استفاده از دخانيات، رأي دادن به اشخاص معيّن، استفاده از رژيم غذايي يا انتخاب يكي از رفتارهاي پيشنهادي تشويق مي‌كند. در يك سطح اجتماعي و شخصي، وسايل ارتباط جمعي، فرهنگ مخاطب را دگرگون مي‌سازند. (نك: دفلور و دنيس، 1383: 52) نظريه‌هاي مطرح‌شده در اين بخش نيز به جاي هدف، بيشتر از تأثيرات مختلف رسانه بر مخاطب و كم و كيف آن سخن گفته‌اند. (نك: سورين و تانكارد، 1381: 387 ـ 418)

گفتني است برخي تأثيرات رسانه‌اي به صورت برآيندي و به عنوان كاركردها و نتايج پنهان، به تدريج و در درازمدت شكل‌ مي‌گيرند. آثاري همچون شكل‌دهي به افكار عمومي، الگودهي، انگاره‌سازي، اقناع (تغيير نگرش)، تغيير فرهنگ و تغييرات اجتماعي از اين جمله‌اند. (نك: يينگر، 1376؛ پراتكانيس و آرنسون، 1379؛ اسدي، 1371)

 2- اهداف اطلاع‌رساني از نظر قرآن كريم

قرآن كريم به عنوان آخرين مائده معرفتي خداوند و عروة‌الوثقاي رسيدن به مدارج كمال و منازل رستگاري، معارف بلند و آموزه‌ها و پندهايي بي‌مانند را در خود جاي داده است كه هر رهرو تعالي‌جو و سعادت‌‌خواهي براي رسيدن به نهايت مقصود و كسب مكارم خوبان، ناگزير است از آن پيروي كند؛ معارفي كه به بيان نوراني خود قرآن، دست‌يابي بدان از راه‌هاي عادي معرفت‌اندوزي ناممكن است: «وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ». (بقره: 151) قرآن در جايگاه يك رسانه مكتوب، منبعي پايان‌ناپذير از پيام‌هاي متنوع و همواره زنده است كه در قالب محمل‌ها و نمادهاي كلامي به بشر ابلاغ شده است. ترديدي نيست كه فرستنده حكيم اين كتاب مبين از رهگذر آموزه‌هاي نوراني آن اهدافي را مي‌جويد. كلي‌ترين اهدافي كه در علت نزول از آنها سخن رفته است عبارتند از: تعليم و حكمت‌ها (آل‌عمران: 164)؛ هدايت به راه درست و استوار (اسراء: 9)؛ دعوت به سراي سلامت (يونس: 25)؛ خروج از ظلمت به سوي نور (مائده: 16)؛ توجه دادن به لزوم محوريت دين در زندگي (يونس: 105)؛ تقويت روح بندگي (بقره: 21)؛ بصيرت‌بخشي (انعام: 50)؛ بر حذر داشتن از فساد در زمين (شعراء: 183)؛ خِرَد‌زايي (بقره: 242)؛ دعوت به تفكر (انعام: 50)؛ تذكريابي (هود: 24) و جهل‌زدايي (انعام: 35).

نكته در خور توجه اين است كه هدف مورد نظر در هر فرآيند اطلاع‌رساني، متناسب با متعلق و محتواي پيام، متفاوت خواهد بود. يكي از ويژگي‌هاي برجسته نظام اطلاع‌رساني قرآن اين است كه به اهداف شناختي، عاطفي ـ رواني (انگيزشي) و رفتاري ـ حركتي مورد نظر در هر پيام، به‌ گونه‌اي تفكيك‌ناپذير و هم‌زمان توجه شده است، اگرچه ممكن است ميزان و درجه توجه به هر يك از اين اهداف، به تناسب موضوع و نوع پيام، متفاوت باشد. برخي ديگر آموزه‌هاي قرآني كه در رسانه استفاده مي‌شود، از نوع شيوه‌ها و روش‌هاست و برخي ديگر جنبه محتوايي و مضموني دارد.

واژگاني كه در قرآن كريم براي بيان معارف و آموزه‌هاي وحياني (فرآيند اطلاع‌رساني) به كار رفته، متعدد و فراوان است؛ از جمله: تعليم، بيان، ابلاغ، توصيه، موعظه، نصيحت، جدال نيكو، تذكار، هدايت، امر و نهي، وعده و وعيد، انذار و تبشير، گزارش‌هاي خبري، طرح پرسش و پاسخ، تشويق به تفكر، تلاوت آيات، پرسش از عالمان الهي، توصيه به تأمل و سير در آفاق و انفس، بهره‌گيري از تمثيل و قصص.

 3-   اهداف بايسته اطلاع‌رساني با الهام از آيات قرآن

دعوت به راه حق (اسلام): «وَ ادْعُ إِلي‏ رَبِّك إِنّك لَعَلي‏ هُدًي مُسْتَقيمٍ» (حج: 67)؛

تعليم كتاب و حكمت: «وَ يعَلِّمُهُمُ الْكتابَ وَ الْحِكمَةَ» (آل‌عمران: 164)؛

القاي جهان‌بيني توحيدي (ايجاد، تقويت و اصلاح بينش‌هاي كلان هستي‌شناسي، جهان‌شناسي، خداشناسي، انسان‌شناسي، معادشناسي، راه‌شناسي، راهنماشناسي، شيوه تعامل خداوند با انسان و... و تشويق انسان به ايمان)؛1

رساندن پيام‌هاي الهي: «الّذينَ يبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللّهِ وَ ...» (احزاب: 39)؛

يادآوري نعمت‌هاي خداوند: «وَ اذْكرُوا اللّهَ كثيرًا لَعَلّكمْ تُفْلِحُونَ» (اعراف: 69)؛

پنددهي و عبرت‌آموزي (زمينه‌سازي براي عبرت گرفتن): «لَقَدْ كانَ في قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ ِلأُولِي اْلأَلْبابِ» (يوسف: 111)؛

گسترش و تقويت بينش تاريخي: «أَلَمْ يأْتِهِمْ نَبَأُ الّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْراهيمَ وَ أَصْحابِ مَدْينَ وَ الْمُؤْتَفِكاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيناتِ و ...» (توبه: 70)؛

دعوت به پرستش حق و پرهيز از بندگي طاغوت: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا في كلّ‏ِ أُمّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ» (نحل: 36)؛

تشويق به ايمان و عمل صالح: «إِنّ الّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِك هُمْ خَيرُ الْبَرِيةِ» (بينه: 7)؛

دعوت به پرهيزكاري: «يا أَيهَا الّذينَ آمَنُوا اتّقُوا اللّهَ حَقّ تُقاتِهِ» (آل‌عمران: 102)؛

تشويق به ذكر و ياد هميشگي خداوند: «وَ اذْكرُوا اللّهَ كثيرًا لَعَلّكمْ تُفْلِحُونَ» (انفال:45)؛

آموزش شيوه ابراز بندگي: «إِنّي وَجّهْتُ وَجْهِي لِلّذي فَطَرَ السّماواتِ وَ اْلأَرْضَ حَنيفًا» (انعام: 79)؛

تقويت روح بندگي: «يا أَيهَا النّاسُ اعْبُدُوا رَبّكمُ الّذي خَلَقَكمْ وَ الّذينَ مِنْ قَبْلِكمْ لَعَلّكمْ تَتّقُونَ» (بقره: 21)؛

برحذر داشتن از پيروي از شياطين: «طَيبًا وَ لا تَتّبِعُوا خُطُواتِ الشّيطانِ إِنّهُ لَكمْ عَدُوّ مُبينٌ» (بقره: 168)؛

تشريع و آموزش احكام و حدود الهي: آيات مختلفي كه با عنوان «آيات الاحكام» در منابع تفسيري از آنها سخن رفته است؛

انجام دادن داوري ارزشي در امور مختلف: «لا يسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ غَيرُ أُولِي الضّرَرِ وَ وَ الْمُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ...» (نساء: 95)؛

يادآوري ارزش‌هاي اخلاقي: «يا أَيهَا الّذينَ آمَنُوا لا يسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ... وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكمْ وَ لا تَنابَزُوا بِاْلأَلْقابِ» (حجرات: 11)؛

آموزش آداب اجتماعي: «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذّلّ‏ِ مِنَ الرّحْمَةِ وَ قُلْ رَبّ‏ِ ارْحَمْهُما كما رَبّياني صَغيرًا» (اسراء: 24)؛

تشويق به بزرگداشت مناسك و شعاير ديني: «ذلِك وَ مَنْ يعَظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَإِنّها مِنْ تَقْوَي الْقُلُوبِ» (حج: 32)؛

دعوت به خير و نيكي: «وَ لْتَكنْ مِنْكمْ أُمّةٌ يدْعُونَ إِلَي الْخَيرِ» (آل‌عمران: 104)؛

امر به معروف‌ها و بايسته‌ها: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ينْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكرِ» (توبه: 71)؛

بازداشتن از منكرها و نابايسته‌ها: (توبه: 71 و آل‌عمران: 104)؛

انذار و تبشير: «يا أَيهَا النّبِي إِنّا أَرْسَلْناك شاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذيرًا» (احزاب: 45)؛

معرفي چهره‌ها و تيپ‌هاي شخصيتي محبوب و مبغوض: «ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلّذينَ كفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ... وَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ» (تحريم:10و11)؛

تشويق به الگوگيري از اسوه‌ها: «لَقَدْ كانَ لَكمْ في رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يرْجُوا اللّهَ وَ الْيوْمَ اْلآخِرَ وَ ذَكرَ اللّهَ كثيرًا» (احزاب: 21)؛

اصلاح نگرش‌ها: «وَ لا تَحْسَبَنّ الّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يرْزَقُونَ» (آل‌عمران: 169)؛

جهت‌دهي به دوستي‌ها و دشمني‌هاي مؤمنانه: «لَعَنِتّمْ وَ لكنّ اللّهَ حَبّبَ إِلَيكمُ اْلإيمانَ وَ زَينَهُ في قُلُوبِكمْ وَ كرّهَ إِلَيكمُ الْكفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِك هُمُ الرّاشِدُونَ» (حجرات:7)؛

پيرايش آيين‌ها و سنت‌‌هاي موروثي: «وَ لَيسَ الْبِرّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكنّ الْبِرّ مَنِ اتّقي‏ وَ أْتُوا الْبُيوتَ مِنْ أَبْوابِها» (بقره: 189)؛

پاسخ‌گويي به پرسش‌ها و شبهه‌ها: (بقره: 215، 219، 222 و مائده: 4)؛

تزكيه نفوس و تشويق به تزكيه: «وَ يزَكيهِمْ» (آل عمران: 164) و «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكاها» (شمس: 9)؛

اميدزايي و نشاط‌آفريني: «وَ لا تَيأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِنّهُ لا ييأَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِلاّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ» (يوسف: 87)؛

تشويق به آباداني زمين: «غَيرُهُ هُوَ أَنْشَأَكمْ مِنَ اْلأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكمْ فيها» (هود: 61)؛

پرهيز دادن از جاذبه‌‌هاي فريبنده اين‌جهاني: «وَ مَا الْحَياةُ الدّنْيا إِلاّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدّارُ اْلآخِرَةُ خَيرٌ لِلّذينَ يتّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ» (انعام: 32)؛

تقويت مرگ‌انديشي و قيامت باوري: «اْلآياتِ لَعَلّكمْ بِلِقاءِ رَبِّكمْ تُوقِنُونَ» (رعد: 2)؛

تشويق به نيكوكاري: «وَ افْعَلُوا الْخَيرَ لَعَلّكمْ تُفْلِحُونَ» (حج: 77)؛

توجه دادن به پي‌آمدهاي ناگوار اعمال: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكري فَإِنّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكا وَ نَحْشُرُهُ يوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمي» (طه: 124)؛

تشويق به دوري كردن از بدي‌ها و بدكاران: «وَ ذَرِ الّذينَ اتّخَذُوا دينَهُمْ لَعِبًا وَ لَهْوًا وَ غَرّتْهُمُ الْحَياةُ الدّنْيا» (انعام: 70)؛

تشويق به اصلاح امور: «إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَينَ أَخَوَيكمْ» (حجرات: 10)؛

تأليف قلوب و تحكيم هم‌بستگي: «إِنّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَينَ أَخَوَيكمْ وَ اتّقُوا اللّهَ لَعَلّكمْ تُرْحَمُونَ» (حجرات: 10)؛

پرهيز از درگيري‌هاي تفرقه‌افكنانه: «وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ» (انفال:46)؛

حمايت از مؤمنان و برگزيدن آنها: «وَ اخْفِضْ جَناحَك لِلْمُؤْمِنينَ» (حجر: 88)؛

تقويت روحيه شكرگزاري: «فَاذْكرُوني أَذْكرْكمْ وَ اشْكرُوا لي وَ لا تَكفُرُونِ» (بقره:152)؛

غفلت‌زدايي: «وَ ذَكرْهُمْ بِأَيامِ اللّهِ» (ابراهيم: 5)؛

آموزش شيوه احتجاج با منحرفان: (انعام: 76 ـ 78)؛

تبيين سنت‌‌هاي الهي: «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَي الطّريقَةِ َلأَسْقَيناهُمْ ماءً غَدَقًا» (جن: 16)؛

و... .

  1. به بيان برخي انديشمندان، مجموع معارف و اطلاعات قرآني را در يک تقسيم‌بندي کلي به ده دسته مي‌توان تقسيم کرد: خداشناسي، جهان‌شناسي، راه‌شناسي، راهنماشناسي، قرآن‌شناسي، اخلاق يا انسان‌سازي، برنامه‌هاي عبادي، احکام فردي و احکام اجتماعي (شامل احکام مدني، اقتصادي، قضايي، جزايي، سياسي و بين‌المللي). (مصباح يزدي، 1384: 14ـ 16).

4-  اصول عام اطلاع‌رساني در قرآن

نظام اطلاع‌رساني قرآن از اصولي زيرساختي پيروي مي‌كند و طرح اين اهداف و توقع تأمين آنها فقط با ارجاع به اين اصول منطقي و موجه مي‌نمايد. اين اصول در يك تقسيم‌بندي كلي، به اصول ايجابي و سلبي يا بايسته‌ها و نابايسته‌ها تقسيم مي‌شوند.

الف) بايسته‌ها

اطاعت محض از فرمان‌هاي خداوند: «يا أَيهَا الّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ» (انفال: 20)؛

دين‌محوري: «وَ أَنّ هذا صِراطي مُسْتَقيمًا فَاتّبِعُوهُ وَ لا تَتّبِعُوا السّبُلَ فَتَفَرّقَ بِكمْ عَنْ سَبيلِهِ» (انعام: 153)؛

تلاش براي جلب رضاي حق: «وَ اتّبَعُوا رِضْوانَ اللّهِ» (آل عمران: 174)؛

تقوامداري: «وَ أَلْزَمَهُمْ كلِمَةَ التّقْوي‏ وَ كانُوا أَحَقّ بِها» (فتح: 26)؛

حق‌مداري و باطل‌ستيزي: «وَ يريدُ اللّهُ أَنْ يحِقّ الْحَقّ بِكلِماتِهِ وَ يقْطَعَ دابِرَ الْكافِرينَ لِيحِقّ الْحَقّ وَ يبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كرِهَ الْمُجْرِمُونَ» (انفال: 7و8)؛

هدايت‌گري: «وَ مِمّنْ خَلَقْنا أُمّةٌ يهْدُونَ بِالْحَقّ‏ِ وَ بِهِ يعْدِلُونَ» (اعراف: 181)؛

خيرخواهي و ارشاد: «أُبَلِّغُكمْ رِسالاتِ رَبّي وَ أَنَا لَكمْ ناصِحٌ أَمينٌ» (اعراف: 68)؛

آگاهي‌بخشي و غفلت‌زدايي: «نَحْنُ نَقُصّ عَلَيك أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَينا إِلَيك هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلينَ» (يوسف: 3)؛

انحراف‌ستيزي: «فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشّيطانِ إِنّ كيدَ الشّيطانِ كانَ ضَعيفًا» (نساء: 76)؛

انتشار معروف‌ها و بازداشتن از منكرات: «كنْتُمْ خَيرَ أُمّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكرِ» (آل عمران: 110)؛

رعايت حال مخاطب: «قالَ... وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني يفْقَهُوا قَوْلي» (طه: 27 و 28)؛

مسئوليت‌مداري: «وَ لا تَقْفُ ما لَيسَ لَك بِهِ عِلْمٌ إِنّ السّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كلّ أُولئِك كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً» (اسراء: 36)؛

 

عدالت‌ورزي و انصاف: «يا أَيهَا الّذينَ آمَنُوا كونُوا قَوّامينَ بِالْقِسْطِ» (نساء: 135)؛

ميانه‌روي (پرهيز از افراط و تفريط): «وَ اقْصِدْ في مَشْيك» (لقمان: 19)؛

رعايت حرمت‌ها و فضيلت‌ها: «وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَينَكمْ» (بقره: 237)؛

رعايت عفت و حيا: «إِنّ الّذينَ يحِبّونَ أَنْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِي الّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ فِي الدّنْيا وَ الاخِرَةِ» (نور: 19)؛

افشاگري و خنثي‌سازي: «لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيرًا وَ قالُوا هذا إِفْك مُبينٌ» (نور: 12)؛

مهار شايعه‌ها واخبار مشكوك: «وَ لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ ما يكونُ لَنا أَنْ نَتَكلّمَ بِهذا سُبْحانَك هذا بُهْتانٌ عَظيمٌ» (نور: 16)؛

دفع بينش‌ها و گرايش‌‌هاي باطل: «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ اْلأَرْضُ» (بقره: 251)؛

خويشتن‌داري هوشمندانه در برابر برخي تحريك‌ها: «وَ اصْبِرْ عَلي‏ ما يقُولُونَ» (مزمل:10)؛

فصاحت و شفافيت: «قال ... وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني» (طه: 27) و «وَ أَخي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنّي لِسانًا فَأَرْسِلْهُ مَعي» (قصص: 34)؛

القاي تدريجي و مرحله‌اي: «وَ قُرْآنًا فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَي النّاسِ عَلي‏ مُكثٍ وَ نَزّلْناهُ تَنْزيلاً» (اسراء: 106)؛

طبقه‌بندي اطلاعات متناسب با موقعيت مخاطبان: «قالَ يا بُنَي لا تَقْصُصْ رُءْياك عَلي‏ إِخْوَتِك فَيكيدُوا لَك كيدًا» (يوسف: 5)؛

پرهيز از بدگماني و تجسس در اسرار مردم: «يا أَيهَا الّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كثيرًا مِنَ الظّنّ‏ِ إِنّ بَعْضَ الظّنّ‏ِ إِثْمٌ وَ لا تَجَسّسُوا ...» (حجرات: 12)؛

مقابله با سخنان باطل و امور بي‌اساس: «بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقّ‏ِ عَلَي الْباطِلِ فَيدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ» (انبياء: 18)؛

ستم‌گريزي و ستم‌ستيزي: «وَ لَقَدْ أَهْلَكنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكمْ لَمّا ظَلَمُوا» (يونس: 13)؛

مستندخواهي: «يا أَيهَا الّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَينُوا» (حجرات: 6).

در جنبه‌هاي شكلي و شيوه بيان نيز قرآن رهنمودهايي دارد كه در ادامه به برخي از آنها اشاره مي‌شود:

پسنديده‌گويي: «... وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْنًا» (بقره: 83) و «وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفًا» (نساء:5)؛

فروتنانه و مؤدبانه سخن گفتن: «وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كريمًا» (اسراء: 23)؛

منطقي و مستدل سخن گفتن: «وَ قُولُوا قَوْلاً سَديدًا» (نساء: 9)؛

بلاغت و رسايي: «وَ قُلْ لَهُمْ في أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَليغًا» (نساء: 63)؛

صداقت و راست‌گويي: «وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قيلاً» (نساء: 122)؛

ساده‌گويي و رواني كلام: «فَقُلْ لَهُمْ قَوْلاً مَيسُورًا» (اسراء: 28)؛

نرم‌گويي و ملاطفت: «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَينًا» (طه: 44)؛

حق‌گويي: «وَ لا تَقُولُوا عَلَي اللّهِ إِلاّ الْحَقّ» (نساء: 171)؛

پاكيزه‌گويي و برخورد بزرگوارانه: «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلامًا» (فرقان:63)؛

بهره‌گيري از شيوه‌هاي حكيمانه: «ادْعُ إِلي‏ سَبيلِ رَبِّك بِالْحِكمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ» (نحل:125)؛

جدال احسن: «وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْكتابِ إِلاّ بِالّتي هِي أَحْسَنُ» (عنكبوت: 46)؛

صراحت بيان در طرح مواضع اصولي: «قُلْ يا أَيهَا الْكافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتّمْ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ لَكمْ دينُكمْ وَ لِي دينِ» (كافرون: 1ـ6)؛

پرهيز از بدگويي و بدزباني: «لا يحِبّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاّ مَنْ ظُلِمَ» (نساء: 148)؛

پرهيز از سخنان گناه‌آلود: «لَوْ لا ينْهاهُمُ الرّبّانِيونَ وَ اْلأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ اْلإِثْمَ وَ أَكلِهِمُ السّحْتَ» (مائده: 63).

قرآن كريم در پي تحقق اهداف تعليمي و تربيتي خاص، در اين فرآيند نيز سياست گزينش اطلاعات متناسب را در پيش گرفته و در بخش قصص و نقل وقايع و حوادث تاريخي، تنها به بيان و برجسته‌سازي فرازهاي خاصي بسنده كرده است. حلقه‌هاي گم‌شده‌اي كه در مطالعه اين بخش‌ها احساس مي‌شود، بيشتر به دليل اِعمال همين سياست گزينشي است كه در مقايسه با منابع تاريخي، رويه‌اي منحصر به فرد به شمار مي‌رود.

رشد و تعالي معنوي مخاطب، اصلي‌ترين هدفي است كه قرآن در فرآيند اطلاع‌رساني و از طريق بشارت‌ها و انذارهاي خويش تعقيب مي‌كند. به بيان برخي نويسندگان، «مژده‌دهي و بيم‌دهي در پيام و پيام‌رسان، دو خصوصيت همراهند كه در جهت رشد و بالندگي معنوي مخاطبان به كار مي‌روند؛ زيرا بشارت و تشويق و انذار وتنبيه، دو بُعد ضروري در امر تربيت انسانند كه هر دو بايد در جريان كمال‌بخشي و رشد معنوي او به كار بروند. بُعد تشويقي بشارت از آنجا آشكار مي‌شود كه قرآن، بشارت را شامل مؤمنان و نيك‌كرداران دانسته است». (پويا، 1384: 99)

بي‌ترديد، لزوم رعايت ارزش‌هاي اخلاقي در فرآيند اطلاع‌رساني ديني، يك اصل خدشه‌ناپذير است. هر يك از اين اصول، استثناهايي نيز دارد كه در منابع خاص بدان توجه داده شده است. يكي از فقهاي معاصر در توضيح اصل «راست‌گويي» كه محوري‌ترين اصل اخلاقي در حوزه اطلاع‌رساني اسلامي است، مي‌نويسد: «اصل در اطلاع‌رساني راست‌گويي است؛ اما اشكالي ندارد كه در برخي حالات اضطراري كه ضرورت به معناي عام پديدار مي‌شود، دروغ را جايز بدانيم... در اين‌صورت، بايد با شيوه‌هاي لطيف به موارد خاص بسنده شود و موضوع مربوط به اطلاع‌رساني به گونه‌اي مديريت شود كه سيماي تابناك اسلام در راست‌گويي و اطلاع‌رساني صادقانه تيره نشود». (سيد محمدحسين فضل‌الله، به نقل از: پويا، 1384: 72)

 ب) نابايسته‌ها

سرپيچي از حدود الهي: «يا أَيهَا الّذينَ آمَنُوا وَ لا تَعْتَدُوا إِنّ اللّهَ لا يحِبّ الْمُعْتَدينَ» (مائده:87)؛

كتمان آگاهانه حق: «[وَلاَ] وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ» (بقره: 42) (كتمان حق ـ واقعيت داراي ارزش مثبت ـ اولاً و بالذات جايز نيست، ولي كتمان برخي واقعيت‌ها ـ كه حق نيستند ـ جايز و بلكه در مواردي، لازم است)؛

آميزش آگاهانه حق و باطل: «وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقّ بِالْباطِلِ» (بقره: 42)؛

پيروي از هواهاي نفساني: «فَإِنْ لَمْ يسْتَجيبُوا لَك فَاعْلَمْ أَنّما يتّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلّ مِمّنِ اتّبَعَ هَواهُ بِغَيرِ هُدًي مِنَ اللّهِ» (قصص: 50)؛

پيروي از گام‌هاي شيطاني (مشرب‌ها و منش‌هاي انحرافي): «يا أَيهَا الّذينَ آمَنُوا لا تَتّبِعُوا خُطُواتِ الشّيطانِ» (نور: 21)؛

مانع‌تراشي در مسير حق و شبهه‌افكني: «وَ لا تَقْعُدُوا بِكلّ‏ِ صِراطٍ تُوعِدُونَ وَ تَصُدّونَ عَنْ سَبيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ تَبْغُونَها عِوَجًا» (اعراف: 86)؛

ايجاد گمراهي: «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يشْتَري لَهْوَ الْحَديثِ لِيضِلّ عَنْ سَبيلِ اللّهِ بِغَيرِ عِلْمٍ» (لقمان:6)؛

موضع‌گيري به سود نااهلان: «وَ لا تَكنْ لِلْخائِنينَ خَصيمًا» (نساء: 105)؛ «وَ لا تُجادِلْ عَنِ الّذينَ يخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ» (نساء: 107)؛ «فَلَنْ أَكونَ ظَهيرًا لِلْمُجْرِمينَ» (قصص: 17)؛ «لا نَبْتَغِي الْجاهِلينَ» (قصص: 55) و «فَلا تَكونَنّ ظَهيرًا لِلْكافِرينَ» (قصص: 86)؛

فتنه‌انگيزي و فسادكاري: «وَ اتّقُوا فِتْنَةً لا تُصيبَنّ الّذينَ ظَلَمُوا مِنْكمْ خَاصّةً» (انفال: 25)؛

هتك حرمت و حيثيت مردم: «يا أَيهَا الّذينَ آمَنُوا لا يسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ... تَلْمِزُوا أَنْفُسَكمْ وَ لا تَنابَزُوا بِاْلأَلْقابِ» (حجرات: 11)؛

افشاي اسرار: «يا أَيهَا الّذينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللّهَ وَ الرّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (انفال: 27)؛

گسترش دادن زشتي‌ها: «وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ» (انعام: 151)؛

نافرماني از حدود الهي (گناه و معصيت): «وَ مَنْ يعْصِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يتَعَدّ حُدُودَهُ يدْخِلْهُ نارًا خالِدًا فيها» (نساء: 14)؛

تحريف حقايق: «مِنَ الّذينَ هادُوا يحَرِّفُونَ الْكلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ» (نساء: 46)؛

توهين به مقدسات: «وَ لا تَسُبّوا الّذينَ يدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَيسُبّوا اللّهَ عَدْوًا بِغَيرِ عِلْمٍ» (انعام: 108)؛

زياده‌روي: «وَ لا تُطيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفينَ» (شعراء: 151)؛

اهميت دادن به ارزش‌هاي ديگران: «وَ لا تَبْخَسُوا النّاسَ أَشْياءَهُمْ» (شعراء: 183)؛

زير پا نهادن ارزش‌هاي اخلاقي: «يا أَيهَا الّذينَ آمَنُوا لا يسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ... تَلْمِزُوا أَنْفُسَكمْ وَ لا تَنابَزُوا بِاْلأَلْقابِ» (حجرات: 11).

برخي آيات نيز مؤمنان را از گفتارهايي كه در فرآيند روابط اجتماعي، آسيب‌زا هستند و پي‌آمدهاي نامطلوبي دارند، باز داشته‌اند. بي‌شك، رعايت اين مجموعه هشدارها در كنار توصيه‌هاي ايجابي، نتايج منظور را به بهترين شكل تأمين خواهد كرد. مهم‌ترين اين هشدارهاي بازدارنده عبارتند از:

نارواگويي: «وَ إِنّهُمْ لَيقُولُونَ مُنْكرًا مِنَ الْقَوْلِ وَ زُورًا» (مجادله: 2)؛

ياوه‌گويي: «وَ أَنّهُ كانَ يقُولُ سَفيهُنا عَلَي اللّهِ شَطَطًا» (جن: 4)؛

گزافه‌گويي: «كبُرَتْ كلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ إِنْ يقُولُونَ إِلاّ كذِبًا» (كهف: 5)؛

سخنان جاهلانه: «قُلْ إِنّما حَرّمَ رَبِّي الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ اْلإِثْمَ وَ الْبَغْي بِغَيرِ الْحَقّ...‏ِ أَنْ تَقُولُوا عَلَي اللّهِ ما لا تَعْلَمُونَ» (اعراف: 33)؛

بدگويي و بدزباني: «لا يحِبّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاّ مَنْ ظُلِمَ...» (نساء:148)؛

زورگويي: «وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزّورِ» (حج: 30)؛

سخيف‌گويي: «يا أَيهَا الّذينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ...» (بقره: 104)؛

غير مستندگويي: «وَ لَوْ تَقَوّلَ عَلَينا بَعْضَ اْلأَقاويلِ َلأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيمينِ ثُمّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ» (حاقه: 44ـ46)؛

دروغ‌گويي و افترا زدن: «وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكمُ الْكذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَي اللّهِ الْكذِبَ...» (نحل: 116)؛

تحريف گفتارها: «فَبَدّلَ الّذينَ ظَلَمُوا قَوْلاً غَيرَ الّذي قيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنا عَلَي الّذينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السّماءِ بِما كانُوا يفْسُقُونَ» (بقره: 59)؛

ناشيانه‌گويي: «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يقْتَلُ في سَبيلِ اللّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكنْ لا تَشْعُرُونَ» (بقره: 154)؛

بيهوده‌گويي: «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يشْتَري لَهْوَ الْحَديثِ لِيضِلّ عَنْ سَبيلِ اللّهِ بِغَيرِ عِلْمٍ» (لقمان: 6)؛

جدال باطل: «وَ يجادِلُ الّذينَ كفَرُوا بِالْباطِلِ لِيدْحِضُوا بِهِ الْحَقّ...» (كهف: 56)؛

غير مسئولانه سخن گفتن: «... ما يكونُ لي أَنْ أَقُولَ ما لَيسَ لي بِحَقّ...» (مائده: 116)؛

سخن گفتن بدون عمل: «يا أَيهَا الّذينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ كبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ» (صف: 2و3)؛

گفتن سخنان آزاردهنده: «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقي‏ إِلَيكمُ السّلامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدّنْيا» (نساء: 94)؛

درشت‌گويي (به والدين): «فَلا تَقُلْ لَهُما أُفّ» (اسراء: 23)؛

منافقانه سخن گفتن: «يقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيسَ في قُلُوبِهِمْ» (فتح: 11).

 منابع

٭ قرآن كريم، ترجمه: محمدمهدي فولادوند.

اسدي، علي، افكار عمومي و ارتباطات، تهران، سروش، 1371.

بيرو، آلن، فرهنگ علوم اجتماعي، ترجمه: باقر ساروخاني، تهران، كيهان، چاپ سوم، 1375.

پراتكانيس، آنتوني و اليوت آرنسون، عصر تبليغات، ترجمه: كاووس سيد امامي و محمدصادق عباسي، تهران، سروش، 1379.

پستمن، نيل، زندگي در عيش، مردن در خوشي، ترجمه: سيد صادق طباطبايي، تهران، اطلاعات، 1373.

پويا، علي‌رضا، خبر و خبررساني در قرآن كريم، تهران، انتشارات دانشكده صدا و سيما، 1384.

حكيم‌آرا، محمدعلي، ارتباطات متقاعدگرانه و تبليغ، تهران، سمت، 1384.

دفلور، ملوين و اورت اي. دنيس، شناخت ارتباطات جمعي، ترجمه: سيروس مرادي (زير نظر: ناصر باهنر)، تهران، دانشكده صدا و سيما، 1383.

ساروخاني، باقر، جامعه‌شناسي ارتباطات، تهران، اطلاعات، چاپ ششم، 1375.

سازمان صدا و سيماي جمهوي اسلامي ايران (معاونت تحقيقات و برنامه‌ريزي)، اهداف، محورها، اولويت‌ها و سياست‌‌هاي توليد، تأمين و پخش، تهران، صدا و سيما، 1384.

سورين، ورنر و جيمز تانكارد، نظريه‌‌هاي ارتباطات، ترجمه: علي‌رضا دهقان، تهران، دانشگاه تهران، 1381.

فروند، ژولين، جامعه‌شناسي ماكس وبر، ترجمه: عبدالحسين نيك‌گهر، تهران، رايزن، چاپ سوم، 1368.

محسنيان راد، مهدي، ارتباط‌شناسي، تهران، سروش، چاپ ششم، 1384.

مصباح يزدي، محمدتقي، معارف قرآن (خداشناسي، كيهان‌شناسي و انسان‌شناسي) (جلد 1ـ3)، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني رحمه الله ، چاپ پنجم، 1384.

مك برايد، شن، يك جهان، چندين صدا، ترجمه: ايرج پاد، تهران، سروش، 1375.

مك كوايل، دنيس، درآمدي بر نظريه ارتباطات جمعي، ترجمه: پرويز اجلالي، تهران، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها، 1382.

مهرداد، هرمز، مقدمه‌اي بر نظريات و مفاهيم ارتباط جمعي، تهران، فاران، 1380.

يينگر، اتولر، ارتباطات اقناعي، ترجمه: علي رستمي، تهران، مركز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامه‌اي صدا و سيما، 1376.

ثبت شده توسط : احمد مهدیه

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.