Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 11647
تاریخ انتشار : 5 شهریور 1391 14:8
تعداد بازدید : 1525

ضرورت شبكه هاي بومی اجتماعي

برهان محمودی دانشجو دوره چهارم ارتباطات دانشکده صدا و سیما قم در مقاله ای دانشجویی به بررسی ضرورت شبکه های اجتماعی پرداخته است.

برهان محمودی دانشجو دوره چهارم ارتباطات دانشکده صدا و سیما قم در مقاله ای دانشجویی به بررسی ضرورت شبکه های اجتماعی بومی پرداخته است.

شبكه‌هاي اجتماعي ديگر نامي ناآشنا نيست. ديگر تصور اين‌كه فضايي وجود دارد كه در آن تعداد زيادي كاربر اينترنت از سراسر دنيا با يكديگر ارتباط مجازي و چند‌طرفه دارند و مي‌توانند هر آن‌چه در زمينه اطلاع‌رساني مي‌خواهند را در يك سايت به دست بياورند، چيز عجيب ‌و‌غريبي نيست.

البته اين نام پس از حوادث انتخابات سال 88 همواره با يك علامت سؤال بزرگ رو‌به‌روست و كاربران اينترنت از كنار آن با تعدادي پرسش ـ كه معمولا پرسش‌هايي تكراري و كليشه‌اي‌اند ـ عبور مي‌كنند.

اين‌كه "آيا استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي جرم است يا خير؟"؛‌ يا اين‌كه "فقط فيس‌بوك و توئيتر و مانند اينها از دسترس خارجند يا هر سايتي كه به منظور تعاملات چندجانبه ميان كاربران راه‌اندازي شود، بايد آن را از دسترس خارج كرد؟!" يا اين‌كه "در شبكه‌هاي اجتماعي دين و عرف و عقلانيت و اخلاق را به حراج گذاشته‌اند و ما نبايد به عنوان كاربر اخلاقي اينترنت از آنها استفاده كنيم؟!!" و خيلي سؤال‌هاي ديگر كه ذهن كاربر و كارشناس را يك‌جا به خود مشغول كرده است!

به نظر مي‌رسد پاسخ دادن به اين سؤالات، نياز به توضيحات بيشتري درباره شبكه‌هاي اجتماعي دارد. چه اين‌كه اگر ذهن مخاطبان نسبت به كاركردهاي "social network"ها روشن (تر) شود، خود‌به‌خود مي‌تواند پاسخ سؤال‌هاي فوق و مانند آنها را در ذهن خود بيابد و تجزيه و تحليل كند.

اين‌كه نخستين و مهم‌ترين كاركرد شبكه‌هاي اجتماعي سرگرمي است، مسأله‌اي كاملا پذيرفته شده است. اما بگذاريد اين مسأله را هم روشن كنم كه اتفاقا بحران امروز جوان ايراني،‌ سرگرمي است. ديگر وسايل سرگرم‌كننده سنتي پاسخ‌گوي نيازهاي او نيست. وقتي به راحتي مي‌تواند با استفاده از يك سيستم و خط اينترنت "كمي‌پر‌سرعت"(!) و يك اكانت وي‌پي‌ان ساعت‌ها وقت خود را در شبكه‌هاي اجتماعي بگذراند و هرچه از يك سايت خوب مي‌خواهد در آن بيابد، چرا بايد به او خرده گرفت كه "بيهوده وقتت را نگذران"؟!

اتفاقا بيهوده هم نيست. هم مطلب علمي مي‌خواند، هم عاشقانه و احساسي. هم ديداري با دوستانش تازه مي‌كند و هم كلي دوست جديد مي‌يابد. هم از اخبار مطلع مي‌شود، هم بازي‌هاي آن‌لاين مي‌كند. فيلم و موسيقي و عكس هم كه سرِ جاي خود. خلاصه هرچه مي‌خواهد در فيس‌بوكش هست.

خوب چرا "ما" ـ ما يعني هر ايراني‌اي كه دلش براي آينده و حال جوان هم‌وطنش مي‌سوزد ـ اين فضا را براي او ايجاد نكنيم؟

خوشبختانه متوليان امور فرهنگي به اين نتيجه رسيده‌اند كه در كنار راه‌حل‌هاي ضربتي و سلبي، راه‌حل‌هاي دامنه‌دار و ايجابي هم قرار دهند. اگر فيس‌بوك را از دسترس خارج مي‌كنيم، لااقل به شبكه‌هاي اجتماعي داخلي مجال بيشتري براي عرض اندام بدهيم.

برخي مي‌گويند كه "اي بابا! آن‌قدر شبكه اجتماعي فارسي‌زبان زياد شده كه ديگر كسي به سراغ آنها نمي‌رود!"؛ ولي من مي‌گويم بگذاريد تا مي‌توانيم شبكه اجتماعي عمومي و تخصصي راه بيندازيم. مگر چه اشكالي دارد؟ بالاخره هركدام جذابيت‌هايي دارند كه كاربر را پاي ثابت خود مي‌كنند. اتفاقا هر چه تعداد آنها بيشتر شود، به نيارهاي بخشي از كاربران اينترنت پاسخ داده مي‌شود و از تعداد كاربران سايت‌ها و شبكه‌هاي مخالف با باورها و هنجارهاي ما، كم.

برخي هم مي‌گويند "شبكه‌هاي اجتماعي داخلي، كپي برابر اصل همين فيس‌بوك و امثالهم است"؛ اما اولا كه اين‌طور نيست، چون اگر چنين باشند، كه ديگر جذابيتي ندارند و مخاطب به جاي آن‌كه آنها را رصد كند، خوب به همان فيس‌بوك و اوركات و فرندفايندر و ... مي‌رود! تازه اگر هم چنين باشد، بالاخره سايتي هست كه فضاي سالم‌تري نسبت به آن‌ور آبي‌ها به كاربر ارائه دهد.

اتفاقا در نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتال امسال، سالني را به شبكه‌هاي اجتماعي و سايت‌هاي كاربرمحور اختصاص داده بودند. اكثرا، تعداد كاربران نسبتا خوبي داشتند و مديراني جوان و خوش‌فكر و با‌استعداد آنها را مديريت مي‌كردند.

نوع تبليغات‌شان برايم بسيار جالب بود. خصوصا يكي از غرفه‌ها كه معرفي شبكه اجتماعي چارباغ بود. آدمكي مصنوعي كه شايد نماد آدم مجازي باشد در فضاي وب و بنرها و فضايي كه به نوعي نماد باغ و پارك بود. و دوستاني كه به معرفي شبكه خود به مراجعه‌كنندگان مي‌پرداختند. تأكيدشان بر "اخلاقي" و "دوستانه" بودن سايت بود. جالب اين‌كه نفعي هم نمي‌بردند و نمي‌برند از اين كار. ولي خيلي تلاش مي‌كردند تا اذهان مشوش را نسبت به شبكه‌هاي اجتماعي سامان‌دهي كنند. از همه جالب‌تر اين‌كه چند نوجوان محصل در يك مدرسه راهنمايي اسلامي كه با معلمان و مديران‌شان آمده بودند بازديد از نمايشگاه، دقايقي را با چارباغي‌ها گذراندند و من نظاره‌گر اين گفت‌و‌گوها. متصدي غرفه پرسيد با شبكه‌هاي اجتماعي آشناييد؟ و پاسخ شنيد كه ما در مدرسه‌اي اسلامي درس مي‌خوانيم و به گفته معلمان‌مان، استفاده از اين‌گونه سايت‌ها، "حرام" است. البته واكنش غرفه‌دار هم جالب بود. در عين احترام به نظرات‌شان، كوشيد تا ذهن‌شان را روشن‌تر كند. ولي يك نفر كه به تنهايي رسانه موفقي نيست.

ثبت شده توسط : م.ر فرزین

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.