Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 12052
تاریخ انتشار : 18 شهریور 1391 10:2
تعداد بازدید : 1544

اهميت و چارچوب هاي فقه رسانه

محمد رضایی نمین در مقاله ای در روزنامه کیهان با عنوان: بررسي ضرورت اهميت و چارچوب هاي فقه رسانه جاي خالي فقه رسانه در جهان ارتباطات امروز به اهميت و چارچوب هاي فقه رسانه پرداخته است


محمد رضایی نمین در مقاله ای در روزنامه کیهان  با عنوان: بررسي ضرورت اهميت و چارچوب هاي فقه رسانه جاي خالي فقه رسانه در جهان ارتباطات امروز به اهميت و چارچوب هاي فقه رسانه پرداخته است.

رسانه به معنی اطلاع رسانی یا ابزار آن یکی از مسائل امروز جهان است. هرچند که رسانه خود ابزار اطلاع رسانی است، ولی در کاربردهای امروز هرگاه از رسانه سخن به میان می آید، ناظر به افعال مکلفین یعنی اطلاع رسانی است. بر این اساس، فقه رسانه به معنای فقه اطلاع رسانی همانند فقه روزه، فقه امر به معروف و نهی از منکر و فقه جنگ و جهاد، یکی از مسائل حوزه فقه اسلامی است که می بایست بدان توجه شود و احکام و بایدها و نبایدهای آن استخراج شود؛ زیرا مسئولیت فقه، تبیین احکام رفتاری مکلفین و بیان واجبات، مستحبات، محرمات، مکروهات و مباحات آن می باشد.
اطلاع رسانی به عنوان یک فعل از افعال مکلفین نیز دارای بایدها و نبایدهایی است که می بایست در چارچوب قوانین علم اصول از منابع چهارگانه کتاب، سنت، عقل و اجماع استنباط و در اختیار جامعه ایمانی و اسلامی قرارگیرد تا مکلفان، رفتار و اعمال خویش را در این چارچوب سامان دهند.
براین اساس نویسنده در این مطلب برآن است تا با نگاهی به آموزه های قرآنی و اسلامی، ضرورت، اهمیت و چارچوب های کلی فقه رسانه را تبیین نماید.
ضرورت و اهمیت فقه رسانه و ارتباطات رسانه ای
رسانه به هر وسیله ای که اخبار و اطلاعات را به مردم می رساند گفته می شود؛ خواه صوتی باشد، مانند رادیو یا صوتی- تصویری، همچون تلویزیون یا مکتوب از قبیل روزنامه و مجله و یا شبکه ای، مثل اینترنت. از رسانه به رسانه جمعی، گروهی و همگانی نیز تعبیر می شود.

رسانه به معنای اطلاع رسانی، یکی از افعال مکلفین است. آموزه های اسلامی، همان گونه که در فقه اکبر به همه حوزه های انسانی از بینش، نگرش، افعال و اعمال توجه می کند. در فقه اصغر، به اعمال و افعال انسان توجه دارد. فقه اصغر به چگونگی افعال و اعمال مکلفین می پردازد و باید و نبایدها را تبیین می کند.
در فقه اصغر، به این مهم پرداخته می شود که در عملی از اعمال مکلفین چه چیزهایی واجب و مستحب و یا حرام و مکروه و مباح است.
فقیهان در بیش از پنجاه کتاب فقهی به همه مسائل ابتلایی مردم در زمان خودشان پرداخته اند، اما این بدان معنا نیست که همه حوزه های زندگی امروز ما در این کتب فقهی به صورت تخصصی مورد بررسی قرارگرفته است؛ زیرا باتوجه به تغییرات و تحولات فزاینده در جهان، حوزه های جدیدی پدید می آید که نیازمند تدوین کتب جدید فقهی به صورت تخصصی در آن حوزه ها است.
از جمله حوزه های جدید در جوامع بشری، حوزه رسانه ها و اطلاع رسانی است. هرچند که درگذشته بخشی از مسائل این حوزه با توجه به نیازهای آن روزگار مورد توجه بوده و فقیهان به برخی از آن در میان کتب رجالی و اصولی و فقهی پرداخته اند، ولی گستره حوزه رسانه در جهان امروز می طلبد تا به طور تخصصی در یک کتاب فقهی بدان پرداخته شود و همان گونه که کتب فقهی تخصصی چون کتاب الصلاه، کتب الصوم و کتب التجاره تدوین شده می بایست کتاب الاعلام یا فقه رسانه نیز به صورت تخصصی تدوین شود.

هر انسان مؤمنی می خواهد تا سبک زندگی خویش را از سر تا پا براساس آموزه های وحیانی سامان دهد؛ زیرا بر این باور است که آموزه های اسلامی حاوی همه چیزهایی است که یک انسان برای رسیدن به سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی نیاز دارد و قرآن «تبیان لکل شیء»( نحل، آیه 89) و بیانگر همه چیزهای مورد نیاز انسان در حوزه هدایت به سوی این خوشبختی است.
از این رو، هنگامی که به رسانه به عنوان یک فعل می نگرد می خواهد بایدها و نبایدهای آن را بشناسد و با شناخت از حدود جایز و خطوط قرمز شرعی آن، تعامل خود را با رسانه ساماندهی کند.
درگذشته هنگامی که مردم با بلندگوها رو به رو شدند، از خود درباره جواز یا عدم جواز شرعی استفاده از آن می پرسیدند و اینکه آیا می توان از این رسانه در اموری چون روضه و سخنرانی درمنابر، اذان و مانند آن استفاده کرد؟
همین واکنش را نیز هر انسان مومنی نسبت به سازه های جدید و اختراعات از خود بروز می دهد.
استفاده از ابزارهای عکاسی، فیلمبرداری، سینما و تلویزیون و رایانه و شبکه های اینترنت و ماهواره ومانند آن ازمسائل ابتلایی امروز است که مکلفان از خود می پرسند که با این مسائل و ابزارها چگونه می بایست مواجه شویم که مبتنی بر اصول شریعت و موافق و مرضی شارع مقدس باشد؟
درگذشته برخی ها تصویربرداری و عکاسی را حرام می دانستند؛ زیرا در برخی از روایات از حرمت نقاشی و تصویر سخن به میان آمده بود. همچنین هنگامی که رادیو و تلویزیون و بلندگو و مانند آن به عنوان یکی از ابزارهای رسانه ای وارد مناطق اسلامی شد، این پرسش برای توده های مردم مطرح شد که استفاده از این ابزارها چه حکمی دارد؟ آیا حرام است یا استفاده از آنها جایز می باشد؟
دردوره حکومت طاغوتی پهلوی برخی از فقیهان به حرمت استفاده از رادیو و تلویزیون و گوش دادن و دیدن آن فتوی دادند و در آغاز ورود دوربین های عکاسی برخی نیز همین معامله را نسبت به عکاسی و تصویربرداری داشتند. استفاده از بلندگوها در آغاز در مساجد با نوعی واکنش منفی متشرعان همراه بوده است.
هرچند که براساس آموزه های اسلامی، فقهیان می بایست احکام هر چیزی را براساس منابع فقهی درچارچوب اصول فقهی بیان کنند، اما برخی از فقیهان درموضوعات نیز وارد شده و به حرمت خرید و فروش رادیو و تلویزون حکم کردند؛ زیرا آن را عامل انتشار بی بند و باری و فسق و فجور درجامعه ارزیابی کرده بودند و براین اساس، در این میدان وارد شده و این احکام را صادر کردند.
به هرحال، هر متشرعی با دیدن موضوع جدیدی چون بیمه و بانک و معاملاتی از این دست، از خود می پرسد که حکم شرعی استفاده از این روش ها و ابزارها چیست؟ چرا که می خواهد افعال و اعمال خویش را مطابق احکام شرعی انجام دهد.
درجهان امروز مساله رسانه یکی از موضوعات مهم و اساسی درزندگی بشر است. هیچ کسی درهیچ زمانی بیرون از حوزه رسانه نیست و رسانه بر زندگی انسان چنبره زده و بخش بزرگی از زندگی افراد را به خود مشغول داشته است. مکلفان از خود می پرسند که تعامل ایشان با رسانه چگونه باید باشد؟
از سوئی بخش بزرگی از افراد جامعه درگیر فعالیت و اشتغال دراین حوزه هستند. اینان به عنوان عاملان حوزه رسانه از خود می پرسند که احکام هر مساله از مسائل رسانه چیست؟ آیا مثلا اطلاع رسانی بدون ذکر منبع خبر، جایز است یا حرام؟ آیا اطلاع رسانی درحوزه نابهنجاری ها چون تجاوز و زنا و دزدی، از مصادیق اشاعه فحشاء است که حرام می باشد، یا از مصادیق آموزش مردم برای مبارزه و مقابله با آن؟ مشارکت زنان درعرصه سینما و رادیو و تلویزیون جایز است؟ محدوده های آن چیست؟ مسایلی چون اختلاط زن و مرد، نگاه به نامحرم، فرض زوجیت و محرمیت در هنگام بازیگری و نمایش، تشبه به جنس مخالف، تشبه به معصومان (ع)، دیدن و شنیدن صوت و صدای نامحرم، سرود و آوازخوانی دسته جمعی و فردی زنان، پوشش، آرایش، گریم زنان و مانند آن چه حکمی دارد؟ آیا دیدن زنان بی حجاب از رسانه هایی چون سینما و تلویزیون جایز است؟ آیا میان نگاه مستقیم زن و مرد در چشم یکدیگر و ابراز علاقه و دلباختگی نمایشی جایز است؟ استفاده زنان از کلاه گیس به جای مو چه حکمی دارد؟
در جهان امروز، مسایلی درباره چگونگی برخورد با رسانه، عملکرد مجریان برنامه ها، خبرنگاران، بازیگران و کارگردان ها در حوزه های مربوطه، ابزار بودن یا هدف بودن تلویزیون، اینترنت و ماهواره و چگونگی استفاده درست و شرعی و عقلانی از ابزار رسانه در زندگی و ساختن جامعه سالم اسلامی، از پرسش ها و مسایل اصلی حوزه رسانه و فقه ارتباطات و رسانه است.
اگر بخواهیم فهرستی از مسایل حوزه رسانه را ارائه دهیم خود یک کتاب قطوری خواهد شد. اما به نظر می رسد همین مقدار برای فهم موضوع فقه رسانه کفایت کند.
بنابراین، با توجه به حوزه های جدیدی که در برابر مکلفان ایجاد می شود، بر فقیهان است تا در چارچوب شریعت براساس قوانین اصولی و مبتنی بر منابع چهارگانه فقهی، احکام آن را استنباط و در اختیار مکلفان و مردم قرار دهند. پس در اهمیت و ضرورت این مهم کسی شک و تردیدی ندارد، زیرا هر متشرعی خواهان ساماندهی سبک زندگی خود براساس شریعت اسلام است و انتظاری که از فقیهان دارد، پاسخ گویی دقیق و کامل به این پرسش ها و مسایل است.
رسانه، ابزار اطلاع رسانی، آموزش و امر به معروف
رسانه در جهان امروز مهمترین ابزار در حوزه های گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی نظامی است. جنگ نرم، مبتنی بر رسانه شکل گرفته و هدف گزاری شده است. در حقیقت رسانه در جهان امروز با کارکردها و نقش های بسیاری در همه زندگی فردی و اجتماعی حضور جدی و موثر دارد.

رسانه در جهان امروز، ابزار آموزشی، تربیتی، مدیریت جامعه، افکارسازی، ارایه سبک زندگی، عامل تغییرات فرهنگی، اقتصادی و تحولات بزرگی اجتماعی و سیاسی است. جهان امروز همان اندازه که از رسانه بهره می برد و تحولات بزرگ را ایجاد می کند، به همان اندازه تحت تاثیر آثار مخرب آن قرار دارد، زیرا رسانه ها با کارکردهای متقابل و متضاد خود می توانند به همان اندازه که مفید و سازنده باشند، مخرب و زیانبار هستند.
جهان امروز جهان ارتباطات و رسانه هاست، رسانه ها به عنوان یکی از نهادهای اجتماعی، کارکرد انتقال فرهنگ ها و ارزش های جامعه را برعهده دارند. در همان حال، رسانه ها در تخریب جوامع نیز نقش بسزایی دارند و در جنگ نرم اصلی ترین و مهم ترین ابزار برای نابودی ملت ها و اندیشه ها و شیوه های زندگی بشر به شمار می روند.
رسانه در جنگ نرم، قلب ها و اندیشه های مردم را هدف گرفته است و می تواند همان اندازه که انسان با هویتی تحویل جوامع بشری بدهد، می تواند انسان های بی هویتی را ایجاد کند که هیچ گونه انگیزه و عمل انسانی ندارند.
از نظر اسلام، همه چیز می بایست در راستای سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی مردم به کار گرفته شود، زیرا هدف از آفرینش به ویژه آفرینش انسان، متاله و خدایی شدن اوست و فقه اکبر و اصغر یعنی شریعت اسلام و کتب وحیانی الهی، کمک می کند تا انسان از طریق عمل به آموزه های وحیانی، به این هدف دست یابد.
براین اساس نقش رسانه در فقه اسلامی نقش ویژه ای در ایجاد چنین فضای متعادل و مناسب است. براساس اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که برگرفته از آموزه های اسلامی است، نقش رسانه، در حوزه امر به معروف و نهی از منکر برجسته شده است. هر چند که نمی بایست نقش رسانه را در این محدوده تعریف و تبیین کرد، ولی عمل به همین نقشی که قانون اساسی برای آن تعیین کرده، نیازمند تبیین فقه رسانه و ارتباطات است.
براساس این اصل، فقه رسانه باید به گونه ای تبیین شود که مسئولیت اجتماعی افراد و نهادها را روشن کند و باید و نبایدهای زندگی مردم را نشان دهد. بنابراین، اهل رسانه و مخاطب آن می بایست نسبت به محیط زندگی خود حساس باشند و ارزش ها و ضدارزش ها را از طریق رسانه پی گیری کنند.
در حقیقت مسئولیت رسانه از نظر این اصل، ارایه کامل سبک راستین زندگی اسلامی و تبیین بایدها و نبایدها، ارزش ها و ضدارزش ها به جامعه و شناسایی ضدارزش ها و واکنش نشان دادن به آنهاست. در این چارچوب هر رسانه ای که این گونه عمل نکند، از مدار رسانه مثبت خارج شده و به یک ضد رسانه تبدیل می شود که برخلاف معیارها و آرمان جامعه حرکت می کند. این گونه است که مشارکت به عنوان اهل رسانه در تولید و ارایه محتویات رسانه ای و یا مخاطب قرار گرفتن از سوی این رسانه، حرام می شود.

فقه رسانه و اخلاق رسانه
البته باید توجه داشت دو مقوله در حوزه رسانه لازم است از سوی عالمان و فقیهان مورد توجه قرار گیرد. این دو مقوله یکی مقوله فقه رسانه و دیگری اخلاق رسانه است.

هر چند تفاوت ماهوی میان اخلاق رسانه با فقه رسانه ای وجود دارد، ولی در عین حال ارتباط تنگاتنگی نیز میان فقه رسانه و اخلاق رسانه به چشم می خورد. بنابراین، لازم است که افزون بر تدوین و تهیه کتب مربوط به فقه رسانه به اخلاق رسانه نیز توجه شود و کتبی در این زمینه تدوین گردد؛ چرا که بسیاری از باید و نبایدهای اخلاقی که مبتنی بر اصول عقلانی و عقلایی است، از سوی فقه به شکل باید و نبایدهای قانونی و شرعی مورد توجه قرار می گیرد. تفاوت میان فقه رسانه و اخلاق رسانه در حوزه مجازات ها و کیفرهاست؛ زیرا باید و نبایدهای اخلاقی از ضمانت اجرایی کمتری برخوردار است و در صورت تخطی و تخلف تنها از سوی جامعه سرزنش و یا طرد اجتماعی می شود، ولی در فقه رسانه، هرگونه تخطی و تخلف افزون بر اینکه ممکن است مجازات قانونی داشته باشد، به عنوان گناه از کیفر اخروی نیز برخوردار است.
نمونه هائی از فقه رسانه
هر چند که ابزارهای رسانه ای در جامعه امروز بسیار تغییر یافته، ولی رسانه و ارتباطات و اطلاع رسانی از گذشته تاکنون وجود داشته است. از این رو، در منابع اسلامی می توان مباحث بسیاری را مرتبط با فقه رسانه و مسایل و موضوعات آن به دست آورد. ولی آنچه مهم است اینکه این موضوعات در یک کتاب فقهی به عنوان فقه ارتباطات و رسانه گردآوری و تدوین شود و دیگر اینکه با توجه به ابزارهای گوناگون و اختراعات جدیدی که در این زمینه به وجود آمده، کارکردهای ابزارها و باید و نبایدهای آن نیز مشخص شود.

بر این اساس، می بایست به هر یک از ابزارهای رسانه ای به طور جداگانه و مشخص افزون بر مباحث کلی در حوزه رسانه پرداخته شود. به این معنا که در کتب فقه ارتباطات و رسانه پس از بیان کلیاتی درباره حوزه اخبار و اطلاعات، مباحثی درباره چگونگی استفاده و بهره برداری مناسب از ابزارهای رسانه ای نیز بیان شود تا مکلفان به سادگی با موضوعات و مسایل مربوط و مرتبط با این حوزه آشنا شوند.
در گذشته، مسایلی درباره چگونگی تعامل با اخبار و همچنین درباره تخیل و اسطوره سازی و افسانه بافی و تغزل و شعر مطالبی مطرح بوده است. در آیات قرآنی نیز می توان احکام فقهی در این باره را یافت.
به عنوان نمونه درباره چگونگی برخورد یک رسانه یا شخص با اخبار، از ضرورت تحقیق درباره درستی اخبار سخن به میان آمده است.(حجرات، آیه 6) بنابراین، رسانه تا زمانی که از صحت و درستی اخبار مطلع نشده جایز نیست آن را رسانه ای کند و یا شخص بر اساس آن قضاوت و داوری نماید و زندگی خویش را براساس آن سامان دهد.
امام علی (ع) درپیام خود به مالک اشتر می فرماید:«ولا تعجلن الی تصدیق ساع فان الساعی غاش و ان تشبه بالناصحین؛ و در تصدیق و باور داشتن خبر آورنده و سخن چین شتاب منما؛ زیرا سخن چین خیانتکار و فریب دهنده است؛ هرچند وانمود کند که پند دهنده است». (نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 998، نامه 53)
همچنین درحوزه اطلاع رسانی از هرگونه شایعه پراکنی برحذر داشته شده و به عنوان گناه با آن به شدت مبارزه می شود. براین اساس، طرح شایعات بویژه آنهایی که موجب هنجارشکنی، تهدید امنیت روحی و روانی جامعه و ایجاد بحران اجتماعی می شود، جایز نیست.(احزاب، آیات 60 و 62؛ نساء، آیه 83)
خداوند در آیات 15 تا 17 سوره نور به شدت از هرگونه نشر اکاذیب و افترا برحذر می دارد و آن را گناهی بزرگ می شمارد. اما در مبارزه با ظالم و افشای ستمگری و جنایات ظالمان را امری جایز بلکه واجب دانسته و بر آن تاکید می کند؛ زیرا در آیه 84 سوره نساء، بدگویی و بدزبانی نسبت به افراد را امری ناپسند می شمارد ولی اجازه می دهد تا بد زبانی نسبت به ظالم انجام گیرد. پس اگر بد زبانی درحق ظالم مجاز دانسته شده، بیان ظلم ظالمان بی هیچ بد زبانی نه تنها مجاز بلکه واجب است؛ زیرا خداوند نه تنها ظلم را برنمی تابد بلکه آن را گناهی بزرگ می شمارد. بر این اساس، افشا و رسوا کردن ظالمان نه تنها جایز بلکه واجب است.
خداوند در آیاتی از جمله 75 سوره نساء به مومنان اعتراض می کند که چرا در راه نجات و رهایی مستضعفین و مظلومان از دست مستکبران و ظالمان به جنگ نمی پردازید؟! در حقیقت خواسته الهی، جنگ و جهاد در راه رهایی مظلوم و مستضعف است و از مردم می خواهد که دراین راه از خون و جان خویش نیز مایه گذارند. بنابر این به طریق اولی می توان گفت که فریاد علیه ظالم و به دفاع از مظلوم پرداختن واجب و فریضه است.
وظایف اهل رسانه
اصولا از نظر اسلام، راه مستقیمی که موجب شده تا شخص مصداق منعم علیه قرارگیرد (سوره حمد) دفاع از عدالت و قیام برای آن است که ماموریت همه پیامبران الهی (حدید، آیه 25) و مبارزه با ظالم و دفاع از مظلوم است. از این رو حضرت موسی (ع) در بیان شکر نعمتی که به ایشان عنایت شده از حمایت از مظلوم سخن به میان می آورد و می فرماید: رب بما انعمت علی فلن أکون ظهیرا للمجرمین؛ ای پروردگار من! به سبب آن که به من نعمت بخشیدی من هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود. (قصص، آیه 17)

درحقیقت منعم علیه از پیامبران، صدیقان و شهیدان و مومنان هرگز به نفع ظالم موضع گیری نمی کنند و همواره در دفاع از عدالت و حمایت از مظلوم هستند. بر این اساس، اهل رسانه ای که از نعمت رسانه و توانایی خدادادی اش به نفع مظلوم و علیه ظالم استفاده می کند، به واجب الهی خود عمل کرده و شکر نعمت را به درستی به جا آورده است و اگر بر خلاف این رویه حرکت کند به عنوان پشتیبان ظالم، گناهکار و قابل سرزنش و مکافات است.
هرگونه گرایش به ظالمان و تملق گویی و چاپلوسی در رسانه مقبوح و مذموم است؛ زیرا گرایش به ظالم در هر میزبانی از مصادیق همراهی و پشتیبانی از ظالم خواهد بود که خداوند در آیه 13 سوره هود وعده آتش دوزخ داده است. این وعده خود بیانگر آن است که چنین گرایشی از مصادیق گناه کبیره است.
اطلاع رسانی از مشکلات مردم و جامعه از وظایف و بایدهای رسانه هاست. این مطلب را می توان از آیات و روایات بسیاری به دست آورد؛ زیرا یکی از وظایف مؤمن برآوردن حوائج مردم و فریادرسی مظلومان است. پس کسی که با ابزار رسانه این کار را می کند، عمل واجبی را انجام می دهد و کاری می کند که حق و عدالت به درستی اجرا شود و مشکلات مردم ازطریق اطلاع رسانی به مسئولان حل شود. (وسایل الشیعه، ج11، ص582، باب 27 من ابواب فعل المعروف؛ و نیز همان، ص 588، باب 29، حدیث8 و 10)
مقام معظم رهبری درباره یکی از مصادیق فقه رسانه، مسئله غیبت را مطرح می کند و می فرماید: «واقعا یکی از چیزهایی که ما همه مان (باید توجه کنیم)، به مردم هم باید بگوییم، یاد بدهیم که توجه بکنند این است که: به صرف توهم این که حالا این کار مصلحت دارد، دستشان را، یا قلمشان را، یا وبلاگشان را آزاد نکنند که هرچه به دهنشان آمد، آن را بگویند؛ این جور نیست، چون وسایل مدرن امروز همه مشمول همین حکم است. یعنی خواندن وبلاگ هم مثل خواندن کاغذ است، کتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غیبت شامل همه اینها می شود؛ یعنی ملاک استماع در اینها وجود دارد مسلماً. شنیدن به گوش خصوصیتی ندارد، خواندن توی نامه هم عین همان است که ما در بحث استماع این را تأکید کردیم و عرض کردیم.
دوربین هم همین جور است. فرض کنید که اگر چنانچه انسان یک خطایی را از کسی دید، آن را رفت با دوربین ثبت کرد، بعد آمد یک جایی نشان داد، این هم همان است، چه فرقی می کند؟ یعنی بایستی واقعا به اینها توجه کرد. محیط را باید محیطی اخلاقی کرد. ما اگر بخواهیم جامعه را اصلاح بکنیم، این اصلاح فقط به این نیست که انسان از افراد غیبت نکند راه های دیگری هم وجود دارد. حالا من غیبت را عرض می کنم. فضلا از تهمت و افتراء و اینها.»(بیانات رهبری در جلسه درس خارج فقه، مورخ 7/10/89)
دراینجا برخی از فتاوای مربوط یا مرتبط با رسانه را بیان می کنیم تا معلوم شود که دامنه مسائل فقه رسانه تا چه اندازه گسترده و مورد ابتلای مردم است.
1. اعتماد بر اعلام اوقات شرعی و نیز اذان پخش شده از رادیو و تلویزیون در صورتی که برای مکلف اطمینان به دخول وقت حاصل شود، جایز و صحیح است. (توضیح المسائل، مراجع، ج1، ص 439)
به تصریح برخی از فقیهان شیعی، شنیدن اذان و اقامه از رادیو و تلویزیون، در صورت پخش زنده، از اذان و اقامه نماز کفایت می کند. (تحریرالوسیله، ج2، ص629)
حکایت اذانی که به طور مستقیم از رسانه پخش می شود، مستحب است (مهذب الاحکام ج6، ص 63)
به تصریح برخی از فقیهان، در صورت پخش غیرمستقیم استحباب ندارد. (تحریرالوسیله، ج2، ص629)
2. گوش دادن به آیات سجده از رادیو و تلویزیون در صورت پخش مستقیم و زنده موجب وجوب سجده درآیات دارای سجده واجب و استحباب آن در آیات دارای سجده مستحب است. در وجوب یا استحباب سجده، در صورت پخش غیرمستقیم اختلاف است. (تحریرالوسیله، ج2، ص629؛ مستند العروه (الصلاه )ج 4، ص123-032؛ توضیح المسائل مراجع ج1، ص395، م 1096)
3- پاسخ دادن به سلام سلام کننده از طریق رادیو و تلویزیون واجب نیست. (تحریرالوسیله، ج2، ص 926)
4- در موارد ترتب حکم بر انشاء یا اخبار، مانند شهادت، اقرار، قذف، لعان، تهمت، فحش، حکم حاکم و رؤیت هلال، درصورت پخش زنده انشاء یا اخبار از رادیو و تلویزیون، با علم به استناد آن به گوینده- اعم از فرد و حاکم- آثار بر آن بار می شود.(تحریرالوسیله، ج2، ص 036)
5- رسانه های صوتی و صوتی- تصویری از آلات مشترک به شمار می روند و استفاده از آنها در منافع حلال، جایز و در منافع حرام، حرام می باشد.
6- حق امتیاز انتشار روزنامه، مجله و نیز تکثیر نرم افزارها از حقوق معنوی به شمار می رود.
7- اشتراک روزنامه و مانند آن که از آن به آبونمان تعبیر می شود، صحیح است.
8- خرید و فروش و کمک به مطبوعات و نشریات گمراه کننده حرام است. خواندن آنها نیز جایز نیست، مگر برای آگاهی از محتوای فاسد آنها و ریشه کنی و پاسخ گویی به مطالبات آنها با داشتن تمکن از رفع مفاسد و شایستگی برای پاسخ گویی به آنها. (توضیح المسائل مراجع ج2، ص 578.)
منبع:روزنامه کیهان

ثبت شده توسط : م.ر فرزین

نظر شما



نمایش غیر عمومی

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.