Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 2344
تاریخ انتشار : 2 آبان 1390 10:25
تعداد بازدید : 1248

بررسي روش ساخت فيلم Unstoppable

فرار قطار از ایستگاه و تلاش مأموران برای متوقف کردن آن: تمام داستان فیلم نود و نه دقیقه اي Unstoppable به کارگردانی توني اسكات همین است.

«‌فرار قطار از ایستگاه و تلاش مأموران برای متوقف کردن آن»‌: تمام داستان فیلم نود و نه دقیقه‌اي Unstoppable به کارگردانی توني‌اسكات همین است. اما این فقط یک روی سکه است؛ روی دیگر سکه، کارگردانی قرار دارد که برای به تصویر‌کشیدن این داستان نیم خطی، حدود سی‌هزار دقیقه فيلم‌برداری كرده، آن‌هم با انواع و اقسام وسایل و تجهیزات تا بیننده در کش‌و قوس داستان فیلم و با وجود حضور قطار در بسیاری از نماهای فیلم، شاهد نماهای تکراری و کسالت‌بار نباشد و از دیدن نماهای پرتحرکی که واقعی هستند، لذت ببرد. با این‌که در برخی از شات‌ها، روش‌هاي‌کامپیوتری و CGI چاشنی کار شده، اما به طور كلي، بیننده لذت تماشای یک فیلم اصیل با صحنه‌هاي واقعی را به‌خوبی احساس مي‌کند.
این روزها استفاده از روش‌هاي‌دیجیتال در ساخت فیلم‌ها به‌خصوص در حوزه جلوه‌هاي بصری به یک سنت تبدیل شده و به‌کارگیری روش‌هاي دیجیتال به‌ویژه در ساخت فیلم‌های پرهزینه و عظیم به یک قانون نانوشته تبديل شده است، اما در میان هیاهوی دیجیتالی شدن، فیلم‌سازانی هستند که اصرار دارند از چنین روش‌هايي تا حد امکان فاصله بگیرند و پروژه‌هاي خود را در دنیای واقعی بسازند واسكات از جمله این افراد است.
مخاطبان در این روزها به دیدن جلوه‌هاي بصری کامپیوتری و اشیا و موجودات خلق شده در کامپیوتر عادت کرده‌اند و در چنین جوی یافتن فیلمی پرتحرک با صحنه‌هاي واقعی و بدون ترفند‌هاي دیجیتالی برای بسیاری از مردم به یک آرزو تبدیل شده است.

 پایبندی به واقعیت
ناتان مك‌گينس که یکی از مسئولان جلوه‌هاي بصری فیلم Unstoppable است، درباره توني‌اسكات کارگردان فیلم چنین مي‌گوید‌: «‌او علاقه‌اي به ساخت فیلم‌هایی پر از جلوه‌هاي بصری (کامپیوتری‌) ندارد. او تا جای ممکن سعی مي‌کند همه چیز را سر صحنه و جلوی دوربین ثبت کند تا همه چیز واقعی باشد‌.» در این فیلم اغلب نماهای حیرت‌انگیزی که از قطار دیده مي‌شود، حقیقی هستند، به‌جز مواردی که دستکاری نماها یا استفاده از قطار کامپیوتری واقعاً اجتناب‌ناپذیر بوده است.


شكل 1- استفاده از دوربین‌های نصب شده روی اتومبیل یا موتورسیکلت به فيلم‌برداری از صحنه‌هایی نظیر آنچه در فیلم Unstoppable دیده مي‌شود، کمک فراوانی مي‌كند

شات‌های دو‌بعدی و سه‌بعدی گوناگونی در این فیلم وجود دارد که پرداخت‌هایی توسط کامپیوتر در آن‌ها صورت گرفته است نظیر حذف دوربین و گروه، بهبود انفجارها، حذف موارد اضافی از نماها و... حتی برای ساخت صحنه‌اي که در آن قطار از خط خارج مي‌شود، به‌جای استفاده از کامپیوتر در پديد‌آوردن صحنه، این صحنه را به‌طور واقعی فیلم‌برداری کردند، یک سکانس حاوی جلوه‌هاي ویژه عظیم که سبب بسته شدن تقاطع اصلی برای چند ساعت شد.
اسكات در این‌باره مي‌گوید‌: «‌من خوش‌‌شانس هستم که قادر به فیلم‌برداری موقعیت‌هایی تا این حد واقعی بودم. ما در بسیاری از صحنه‌ها چندین هلیکوپتر در اختیار داشتیم که دوتای آن‌ها دوربین داشتند و همیشه در حال فیلم‌برداری بودند. فیلم‌برداری در یک قطار واقعی به مخاطب کمک مي‌کند تا حس و حال شخصیت فیلم را درک کند؛ چنین حسی را نمی‌توان در استودیو به‌دست آورد.»

شكل 2- مراحل ترکیب قطار کامپیوتری با صحنه حقیقی

 استفاده نکردن از CGI : آنچه به گروه تحمیل شد
به این ترتیب، بنابر نظر اسكات، آنچه در انتقال هر چه بیشتر حس فیلم کمک مي‌کرد، فيلم‌برداری صحنه‌ها در موقعیت‌های حقیقی بود و نه در استودیو و با کمک راهکارهای دیجیتالی. هر چند اجرای واقعی صحنه‌ها و فيلم‌‌برداری از نماها مزایای فراوانی دارد، اما به همان میزان دردسرساز هم است.
وقتی استفاده از کامپیوتر در میان نباشد، کارگردان باید به تخصص افراد گروه سر صحنه تکیه کند که این مي‌تواند در مواردی نظیر این فیلم، بسیار خطرناک و چالش برانگیز باشد. در این میان، مهارت بدلکاران و بازیگران در اجرای حرکات پرتحرک، تخصص گروه فیلم‌برداری در تعیین دقیق مکان و پارامترهای دوربین‌ها و مهم‌تر از همه تصور درست کارگردان از آنچه قرار است اتفاق بیفتد و آنچه از گروه خود انتظار دارد، مجموعه عوامل در هم‌تنیده‌اي را تشکیل مي‌دهند که یک اشتباه در هر بخش آن نه تنها ممکن است نتیجه نهایی را مخدوش كند، بلکه سلامت عوامل سر صحنه را به‌طور جدی به‌خطر خواهد انداخت.
پس هر چند استفاده از روش‌های CG عظمت روش‌های حقیقی را ندارد، اما در صورت بروز خطا مي‌توان روند ساخت صحنه را در کامپیوتر دوباره اجرا کرد و این یکی از برتری‌هاي استفاده از کامپیوتر در ساخت فیلم است. در هر صورت اسكات خطرناک‌ترین و دشوارترین گزینه را انتخاب کرده بود و البته این گزینه دلپذیرترین گزینه برای تماشاگر هم محسوب مي‌شود، زیرا او را قادر مي‌سازد به تماشای فیلمی واقعی‌تر بنشیند. با این توضیح مشخص مي‌شود که استفاده نكردن از کامپیوتر در ساخت فیلمی نظیر Unstoppable، نقش سه عامل مهم را پررنگ‌تر مي‌كند‌: «مهارت بدلکاران»، «فیلم‌برداری درست» و « بینش دقیق کارگردان.» در ادامه این سه‌عامل را در فیلم Unstoppable بررسي مي‌كنيم.
1- بدلکاران
بدلکاران در این فیلم با یک کابوس حقیقی مواجه بودند. اگر در بسیاری از فیلم‌های این‌چنینی بازیگران در استودیو با استفاده از کابل‌ها و کمک چندین نفر از جلوی پرده سبز مي‌پرند و روی تشک مي‌افتند تا در مرحله بعد این تصاویر با تصاویر یک دره یا یک ساختمان مرتفع ترکیب شوند، در Unstoppable، بدلکاران و بازیگران با وسیله نقلیه سرکشی سر وکار داشتند که قرار بود یکی از نقش‌های اصلی فیلم را برعهده داشته باشد و آن‌ها مجبور بودند در دنیای واقعی در کنار آن بازی کنند و با آن کنار بیایند.
گري پاول سرپرست بدلکاران مي‌گوید‌: «‌واضح است که چالش بزرگ در زمینه هدایت بدلکاران، خود قطار بود. موارد امنیتی مشابهی هم برای بدلکار و هم برای بازیگر در نظر مي‌گرفتیم؛ زیرا اگر کسی سقوط مي‌کرد آن قطار قابل متوقف شدن نبود. حرکت چندین تن فولاد با سرعت چهل مایل در ساعت بسیار مخوف است؛ از چرخش چرخ‌ها در مقابل صورتتان گرفته تا شنیدن صدای گوش‌خراش سايش فلز روی فلز.» با همه این‌ها آنچه در این فیلم صورت گرفت واقعی بود که در این روزگار با این حجم استفاده از CGI در فیلم‌ها، یک مورد كمياب محسوب مي‌شود.
2- فيلم‌برداری
هر روز گروه فیلم‌برداری شش تا دوازده دوربین را روی قطار، مکان‌های ثابت و در طول مسیر قرار مي‌دادند. گاهي لازم بود در یک سکانس ده دقیقه‌ای، قطار مسافت پنج مایل را در طول مسیر طی کند که در این صورت به تعداد بیشتری دوربین هم نیاز بود. هر صحنه متفاوت بود و هر دوربین بايد به‌طور جداگانه کالیبره مي‌شد تا صحنه‌ها به‌طور دقیق و متناسب با مکان دوربین ثبت شود. ارتباط با گروه فیلم‌برداری که در طول مسیر پراکنده بودند بر دشواری کار مي‌افزود. همراه با دوربین‌های ثابت و چهار دوربین اصلی روی قطار، از وسایل نقلیه مخصوص فیلم‌برداری و نیز از دو هلیکوپتر استفاده شد(شكل‌1). هر دو هلیکوپتر به دوربین‌های Cineflex high-def مجهز بودند.
3- تصور دقیق کارگردان از آنچه مي‌خواست
ساخت فیلمی این‌چنینی و درست كردن صحنه‌هایی تا این حد پرتحرک، نیازمند این است که کارگردان تک‌تک نماها و شات‌ها را به‌خوبی در ذهن پرورانده باشد و دقیقاً بداند چه مي‌خواهد. بن‌سرسين مدیر فیلم‌برداری مي‌گوید‌: «‌او (‌کارگردان‌) هر روز صبح زود بر‌مي‌خواست تا استوری بوردهای مفصلی درباره هر شات بکشد.
او بسیاری از تصمیم‌هاي خود را درباره جلوه‌ها، پیش‌از این‌که سر صحنه بیاید مي‌گرفت و دقیقاً مي‌دانست چه مي‌خواهد.» چنین امری در ساخت‌فیلم چه با استفاده از جلوه‌هاي کامپیوتری و چه بدون آن بسیار تعیین کننده است. به خصوص در Unstoppable که تکرار صحنه‌ها کاری بسیار دشوار و در مواردی غيرممكن بود.
  استفاده کردن از CGI : آنچه کامپیوتر ارائه داد
اسكات در مقابل هرگونه استفاده از کامپیوتر و عناصر CG مقاومت مي‌کرد، اما با همه این پافشاری‌ها، صحنه‌هایی در فیلم Unstoppable وجود داشت که تکمیل آن‌ها بدون بهره‌گیری از روش‌هاي دیجیتال غیر‌ممکن بود. «حرکت دو قطار در یک مسیر» و نیز نمایش « آسیب دیدگی بخش جلویی لوکوموتیو » در جریان فیلم از جمله این موارد بود که در ساخت آن‌ها کامپیوتر به کمک آمد.
دو قطار در یک مسیر : غیر ممکن شماره 1
صحنه‌هایی نظیر حضور دو قطار در یک مسیر سر صحنه فیلم‌برداری شد؛ دو قطار واقعاً در یک مسیر حرکت مي‌کردند، اما به‌گونه‌اي به هم متصل شده بودند. با حذف این اتصال توسط کامپیوتر، به‌نظر مي‌رسید قطارها با سرعت بالا در یک مسیر و به‌طور مستقل حرکت مي‌کنند. در این‌جا با یک نمونه بسیار خوب و کارآمد از ترکیب فیلم‌برداری سر صحنه و استفاده از کامپیوتر مواجه هستیم که صحنه تأثیرگذاری را رقم زده است.
آسیب دیدگی قطار : غیر ممکن شماره 2
این مورد هم در واقعیت قابل اجرا نبود و لازم بود باز هم از کامپیوتر کمک گرفته شود. در طول فیلم و در حین حرکت در مسیر، بخش جلویی قطار به‌دلیل برخورد با موانع به‌طور مکرر دچار آسیب‌دیدگی‌هایی مي‌شود که با ادامه مسیر این آسیب بیشتر و بیشتر مي‌شود. برای نمایش این آسیب‌دیدگی، چهار نمونه کامپیوتری متفاوت ساخته شد که به مرور با تصویر ترکیب مي‌شدند.


 

 
شكل 3- لازم بود روند آسیب دیدن جلوی قطار در جریان فیلم نمایش داده شود. این‌کار توسط کامپیوتر صورت گرفت

البته این‌کار پیچیده‌تر از آن چیزی است که به‌نظر مي‌رسد. زیرا کارگردان برای این‌که بیننده سرعت قطار را بیشتر احساس کند و آن‌طور القا شود که قطار با سرعتی بیشتر از آنچه واقعاً در صحنه داشته، حرکت کرده است، در حین فیلم‌برداری از لنزهای long zoom استفاده کرد و به‌ عمد عناصری را در پیش زمینه تصویر و در لایه‌هاي مختلف قرار داد تا با حرکت قطار و عبور این عناصر از جلوی دوربین، حرکت قطار سریع‌تر به‌نظر برسد و همین امر، کار Track کردن دوربین‌ها را از میان درختان و سایر اجزا پیش زمینه تصویر دشوار مي‌ساخت و تطبیق و ترکیب تصاویر کامپیوتری و واقعی را با سختی همراه مي‌کرد.
 قطار CG
مك گينس درباره نیاز به استفاده از کامپیوتر در این فیلم مي‌گوید‌: « مي‌دانستیم که مجبوریم از یک قطار کامپیوتری هم استفاده كنيم. ما کار مدل‌سازی، اعمال بافت، نورپردازی و متحرک‌سازی یک نمونه قطار کامپیوتری را انجام دادیم. حتی اگر تونی یک ترن دوبعدی مي‌خواست (و به آن رضایت مي‌داد)، لحظاتی وجود داشت که ما نمی‌توانستیم فیلم را (‌با روش‌هاي دو بعدی) دستکاری کنیم. مواردی نظیر جدا شدن قطار از ریل که همیشه نمی‌توانستیم آن‌را به‌طور دوبعدی صورت دهیم. در نتیجه باید به راهکار سه بعدی هم مي‌اندیشیدیم.»

شكل 4- استفاده ازParticels برای ایجاد جرقه‌ها در Maya.

بر‌این اساس، در این فیلم از مدل کاملاً CG قطار هم استفاده شد که با دقت زیادی از روی نمونه اصلی ساخته شده بود. در طول سه تا چهار‌ماه فیلم‌برداری، گروهی مسئول بررسی و سنجش قطار اصلی بودند و هر اینچ آن را پوشش دادند و اطلاعات ثبت شده و بافت‌ها عکاسی شدند.
قطار در Maya (محصول اتودسك) مدل‌سازی شد و بخش کلیدی پروژه به شمار مي‌آمد. مرحله بعدی کار، متحرک‌سازی این مدل بود. تصور این‌که چنین قطار بزرگ و سنگینی با این سرعت بالا چطور حرکت مي‌کند موضوع مهمی بود. گروه جلوه‌هاي بصری یک صحنه واقعی از قطار را به‌عنوان مرجع انتخاب كرد. بر‌اساس این صحنه، مدل کامپیوتری را رندر كردند و مقایسه‌اي بین آن و تصویر مرجع صورت دادند.
این روش به آن‌ها کمک کرد تا تفاوت‌ها در حرکت، نورپردازی و ایجاد بافت را تجزیه و تحلیل كنند. این امر معیاری شد تا به کمک آن صحنه را تا حد امکان واقعی بسازند (‌شكل 2‌). نمایش عظمت و قدرت مدل کامپیوتری قطار بسیار مشکل بود. با این‌که آن‌ها اطلاعات خوبی درباره لنزهای استفاده شده در اختیار داشتند، اما گاهی مقیاس قطار درست از کار در نمی‌‌آمد و در نتیجه همیشه لازم بود بین اندازه و وزن و سرعت، مصالحه‌هایی صورت بگیرد. مدل‌سازی و متحرک‌سازی در Maya صورت گرفت و اعمال بافت‌ها و نورپردازی هم در Renderman (‌از پيكسار‌) انجام شد (‌شکل 4).

پشتیبان یا حلال مشکلات؟
مك گينس مي‌گوید‌: «‌من همیشه سعی مي‌کنم راهکارهایی را بیابم تا از جلوه‌هاي بصری استفاده نشود‌.» در واقع او خود را یک پشتیبان برای کارگردان مي‌داند، نه یک حلال مشکلاتی که باید در مرحله پساتولید با استفاده از جلوه‌هاي‌بصری ایرادهاي کار را بگیرد.
شاید این دیدگاه مك گينس به یک توضیح مختصر نیاز داشته باشد. اساساً مي‌توان افرادی را که از جلوه‌هاي بصری کامپیوتری استفاده مي‌کنند، در دو گروه جای داد‌: نخست افرادی هستند که از جلوه‌هاي بصری کامپیوتری برای رفع ایرادات نماهای یک فیلم استفاده مي‌کنند تا رنگی را در صحنه تغییر دهند یا عنصری را حذف یا اضافه كنند. گروهی هم هستند که در حین فیلم‌برداری در کنار کارگردان و سایر عوامل حضور دارند و به‌قول مك گينس از کارگردان پشتیبانی مي‌کنند. لزوماً هم جلوه کامپیوتری پديد نمي‌آورند، بلکه به کارگردان مشاوره مي‌دهند و حتی وی را ترغیب مي‌کنند که در یک صحنه خاص بهتر است از جلوه‌هاي ویژه میدانی و فیزیکی استفاده شود.
پافشاری توني‌اسكات و گروهش در به حداقل رساندن استفاده از جلوه‌هاي بصری کامپیوتری مورد مهمی را به ما یادآور مي‌شود‌: یک فیلم خوب به ایده‌اش زنده است و خلاقیتی که در آن به‌کار رفته؛ نه استفاده‌هاي گاه و بی گاه از کامپیوتر. در میان فیلم‌های روز دنیا حتی فیلم‌هایی که در هالیوود ساخته مي‌شوند به‌خوبی مي‌توان نتایج استفاده‌هاي نادرست و ناشیانه از جلوه‌هاي بصری کامپیوتری را دید.
ما همیشه در همین بخش به بررسی جلوه‌هاي بصری کامپیوتری و روش‌هاي دیجیتالی ریز و درشتی پرداخته‌ایم که در ساخت فیلم‌ها و انیمیشن‌ها استفاده شده است و همواره چنین راهکارهایی را ضروري و مفید مي‌دانستیم. اما دو فیلم Inception و Unstoppable این نکته را به ما یادآور مي‌شوند که هنوز هم واقعیت، طعم خوشایندی برای مخاطبان دارد، حال تفاوتي ندارد كه در فیلمی با سر و شکل Inception باشد یا با فضای Unstoppable. کریستوفر نولان و تونی اسکات دو کارگردانی هستند که به‌خوبی مرز بین جلوه‌هاي ویژه فیزیکی و جلوه‌هاي کامپیوتری را مي‌شناسند و برای ما نیز این مرز را ترسیم مي‌کنند.
نكته جالب توجه این که به تازگي در تبلیغات فیلم‌ها به‌خصوص نمونه‌هاي هالیوودی ما مشاهده مي‌کنیم که عنوان مي‌شود‌: «‌در این فیلم از جلوه‌هاي‌بصری کامپیوتری استفاده نشده است و درباره Inception و Unstoppable هم در گوشه و کنار مي‌بینیم که روی این موضوع مانور داده شده است.»
نكته جالب توجه این‌که تا همین چند سال پیش استفاده از جلوه‌هاي بصری کامپیوتری یکی از پارامترهای جذب مخاطب محسوب مي‌شد، اما اکنون، عدم استفاده از جلوه‌هاي بصری کامپیوتری در یک فیلم یک برگ برنده برای آن فیلم محسوب مي‌شود و این موضوع آن‌قدر قدرتمند است که بار تبلیغاتی هم برای آن فیلم به
همراه دارد.
منبع:

- هفته نامه پیک رسانه

ثبت شده توسط : مدیر سایت

نظر شما



نمایش غیر عمومی

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.